همه جا مه عه و من جز هدفم چیزیو نمیبینم :))

یه چشم انداز تصور کن. یه چشم اندازی ک خیلی نزدیکه. مثلا 4 ماه بعد.

یه چشم اندازی ک باعث بشه بتونی بگی ورق برگشت!

یه چشم انداز از تموم چیزایی ک میخوای.

فکرشو بکن راحت میتونی بزنی بیرون و بری عکاسی از جاهای خوب.

بری بگردی بی دغدغه.

دیگه خبری از شهر کوچیک نیس.

از اینکه وای چقدر میری بیرون مبادا بقیه حرف در بیارن نیس.

خبری از این دانشگاه مزخرف و آدمای گاها بیشعورش نیس..

خبری از دوستایی ک تنها دغدغه شون شوهر پولداره نیس!

آدمایی ک سال به سال درس نمیخونن و سرشون همش به حاشیه ها گرمه، خبری از اینا هم نیس :)

فکرشو بکن. میاد بهت میگه خب الی درسو کجا رسوندی؟

راحت میگی هیچی انصراف دادم! احتمالا چشاش چارتا میشه و میگه خب؟ میخوای چیکار کنی؟

و تو میگی هیچی! چون قبول شدم و ثبت نام کردم :)))

خر کیف شدن ک میگن همینه! :دی

+من یه دونه هدف دارم. قراره یه بار هم زندگی کنم. پس از این هدفم دست نمیکشم. اصلا و ابدا! همین یه دونه رو میخوام. تمام.

خدایا قول میدم من تلاشمو بکنم توام یه پ.ش ناقابل بده به ما :)) قربون دستت :))

___ سلوچ
۲۴ دی ۱۱:۲۲
باید اینجور پستی برای خودم بنویسم انگار کارسازه
پاسخ :
باید بگم که فقط نوشتن کافی نیس و اصل بر پایبندی ست. دیدم که میگم! :)
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
قالب: عرفان