سخته ولی ناممکن نیست!

سخته ولی ناممکن نیست!

میخوام صد بار این جمله رو تکرار کنم! آره سخته خیلیم سخته ولی ناممکن نیست!

براهمون من از پسش برمیام.

جونم واست بگه که نشستم تا خودِ 15 خرداد برنامه نوشتم. کنکور 16 تیره. تا اینجا که همه چی اوکیه هرچند برنامه م سنگینه و همه روزهام پُره پُرَن!

مثلا اگه یه پشت کنکوری بودم همه چی خیلی راحت تر پیش میرفت! ولی خب نیستم!

یه سری شرایط هستن که کار رو خیلی سخت ترش میکنن برام. من جمله اینکه از 13 ام امتحانای ترم شروع میشه و من تصمیم دارم عملا در طول فرجه ها هیچی نخونم! چون اصن برام مهم نیست و هدفم مهم تره :))

از این گذشته 6ام هم ماه رمضونه و من امسال میخوام کامل روزه بگیرم :) تقریبا با یه حسابِ سر انگشتی اگه 9 روز سختی بکشم و واقعا پدرم درآد (هم روزه باشم هم کنکوری بخونم هم درسای خوشگل و سنگین حقوق!) بعد از 15 ام میتونم یه نفس راحت بکشم.چون بعد از اولین امتحانم بین امتحانا چند روزی فرصت واسه هر امتحان هست و میشه خوند. از طرفی وارد دوران جمع بندی میشم که شدت و نحوه خوندنم مثل قبل نیست و کارم یه خورده سبک تر میشه. ماه رمضونم ک کاریش نمیشه کرد دیگه مهمون خداییم. و اما ماه عسل که نمیدونم چه جوری قراره ازش بگذرم :/

خدایا خودت کمک کن..

میدونم راهی ک میخوام برم خیلی سخته ولی کمک کن کم نیارم.. کمک کن اگه افتادم بتونم بلند شم..

یا رفیقَ مَن لا رفیقَ لَه..

+یه نفر منو خاموش دنبال کرده. و نمیدونم چرا. کاش خصوصی دنبالمون میکردی که اینقدر کنجکاو نشیم! :)

این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
قالب: عرفان