تا شب دووم بیارم صلوات :دی

امروز آماده میشیم بریم مهمونیِ خدا. اولین روزه و قطعا اولین روزها سخت ترین ها هستن. پارسال روزه نگرفته بودم چون درس میخوندم و کنکور داشتم. امسال هم کنکور دارم و امتحانای ترم دانشگاهم.. خیلی دلم میخواد تا اونجایی که میتونم روزه بگیرم ولی از یه طرفم میگم من فقط همین 1 و نیم ماه رو دارم و خیلی حیاتیه واسم.. امروز روزه م. ولی واقعا درس خوندن با 17 ساعت تشنگی سخته. تازه من فقط 12 شب یه بشقاب غذا خوردم و واسه سحری بیدار نشدم :| و تا 9 شب در خدمت شمام همینجوری :دی تقریبا میشه 21 ساعت :/

و این فقط مختصِ امروز نیست. چون تو خونه ما همه بدونِ سحری روزه میگیرن و منم به پای اونا میسوزم :/

خلاصه که فعلا نمیدونم چیکار کنم.. آدم دلش نمیاد از این مهمونی دل بکنه.. خدایا خودت کمک کن..

+ از خوبیای ماه رمضون : یکی حسِ فوق العاده ش، یکی هم ماهِ عسل :)

بانو ف تک نقطه
۰۷ خرداد ۱۳:۱۱
تو خونه ی ما هم هیشکی بیدار نمیشه .. بابای طفلیم تنهاعی پا میشه .. تو هم تنها پاشو یه چیزی بخور بتونی درس بخونی دختر جان ^_^

قبول باشه خااانوم اگه گرفتی ^_^ اگه نگرفتی هم عب نداره ایشالا بعد ^_^
پاسخ :
نصف شب تنهایی غذا خوردن اصلا نمیچسبه ولی :/
آره گرفتم. قربانت صورتی جان :)
الی
۰۶ خرداد ۲۳:۵۱
خیلی سخته بدون سحری. خداقوت.
منم امسال نمیتونم زیاد بگیرم. حس خوبی ندارم از نگرفتنش. ولی ایشالا بعدا قضاشو میگیرم. 
اولین روزه ی رمضونت قبول باشه 🌹

پاسخ :
ولی خوب گذشت. خدا خودش کمک کرد. مرسی :)
منم اصلا حسِ خوبی ندارم.. ایشالا.
ممنونم خیلی 🌸
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
قالب: عرفان