این نوشته کمی تا قسمتی ناامیدی دارد. خواستید نخوانید!

یه چیزی درست گوشه ی سمت چپ قفسه سینه م داره سنگینی میکنه.

و من نمیدونم قراره چه جوری از پسش بربیام. نمیدونم وقتی توانی برا ادامه دادن ندارم چه جوری قراره اشتباهاتمو جبران کنم..

من عقب موندم. خیلیم عقب موندم. باختم..

باختم..

باختم..

وقتی یه کسی همیشه میخنده و از سختی های زندگیش حرف نمیزنه، تنها دلیلش اینه که میخواد قوی بمونه. درسته از درون شکسته ولی میخواد ظاهرش رو حفظ کنه. هر چند که همه چی واسش تموم شده. ناراحتیا ناک اوتش کردن..

خیلی سعی کردم حفظ ظاهر کنم. بگم آره الی، زندگی همین نیس. بازم امید هست. بازم همه چی رو درستش میکنی. ولی کم آوردم..

+ وقتی دارین در مورد زندگی یه نفر یک موضوعِ "نه چندان مهم از نظر خودتون" رو به بقیه میگین، یک دقیقه صبر کنین و فکر کنین که نکنه از نظر خود شخص این موضوع خیلی اهمیت داشته باشه؟ خیلی سختتونه این کار؟ یا به قول یارو یه روز یه نفر یه دیقه اضافه تر فکر کرد و مُرد؟ یا چی؟

امشب یه کسی یه چیزی رو در مورد من فهمید که دوست داشتم آخرین انسان روی کره ی زمین باشه که اون موضوع رو میفهمه!

خدایا..

دوست ندارم دوباره برگردم اونجا..

من خسته شدم. تو خسته نشدی؟

+شده تو یه دوراهی قرار بگیرین ولی هیچ کدوم از راه ها درست نباشن؟ شده نتونین به هیچ راهی اعتماد کنین؟ شده راه اصلی رو خیلی وقته گم کرده باشید و حالا این دوراهی بهتون تحمیل بشه؟

+ میخوام جای سین باشم. جای میم باشم. جای الف باشم.

پس جای خودت چی الی؟

من خیلی وقته این جا رو باختم...

Va hid
۱۶ تیر ۱۸:۳۷
وبلاگ جالب و مطالب خوبی  داری  مطالبتان هم جذاب و گیرا بود. اگر تمایل به تبادل لینک دارید اطلاع بده .مطالبتون خیلی ساده و در عین حال صادقانه است موفق باشی
پاسخ :
ممنون. وبلاگ خودتون جواب دادم.
الی
۱۵ تیر ۲۳:۱۷
من الان توی دوراهیه تحمیلیه خیلی دردآوری ام. حالتو با تمام وجودم درک میکنم. 
برات آرزوی موفقیت میکنم الی جون. 
فردا امتحانتو با آرامش بده 💜
پاسخ :
درسته حالم خیلی خراب بود ولی الان بهترم. با اینکه خیلی خیلی خسته م و
میدونم فردا اون چیزی نمیشه که میخوام ولی یه مدت بگذره برا زندگیم درست و حسابی
تصمیم میگیرم. امیدوارم امتحان تو چندین برابر بهتر از امتحان من باشه و  از نتیجه راضی باشی :)
مرسی🌷
دکترک بهاری
۱۴ تیر ۲۲:۲۲
عزیزم ، به تجربه تو این دنیا دیدم که اگه مشکلی رو کوچیک ببنیم ، برامون پیش میاد و دردشو باید بکشیم ، پس اگه کسی مشکلت رو کوچیک دید ناراحت شو اما برای اون طفلک بیچاره 
و یه چیزی ام از صمیم قلب بهت میگم 
یه روزی که دور نیست این نوشتتو می خونی و از اینکه انقدر زود قوی شدی  و از گذشت زمان خودت خندت میگیره 
پاسخ :
با این حال من دوست ندارم این اتفاق براش بیوفته.. چون اونقدر حس بدی داره که دوس ندارم‌ کسی تجربه ش کنه :)
مرسی خانوم دکتر مهربون :)) امیدوارم این اتفاق زود زود بیوفته :))
هانیه
۱۴ تیر ۱۷:۱۱
سلام به این فکر کنید شاید چند سال دیگه این موضوع براتون مهم نباشه
با اجازه تون لینک وبلاگتون رو ذخیره کردم تا گاهی اوقات نوشته هاتون رو بخونم
پاسخ :
انگار این اتفاق تا سالها قراره برام مهم باشه
خیلی ممنونم. خوشحالم که یه خواننده خوب به خواننده هام اضافه شد. منم سر میزنم :)
آذردخت
۱۴ تیر ۱۴:۴۶
این حال بد دلت، ربطی به کنکور نداره؟!
پاسخ :
چرا به اونم ربط داره ولی همش نه :)
فِ. شین.
۱۴ تیر ۱۳:۱۰
شاید خوب تموم نشه ولی یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه ((:
پاسخ :
فرید کمرت له نشد زیر این جمله؟ :دی

بی شوخی ولی، بله همین طوره :)
فِ. شین.
۱۴ تیر ۱۰:۱۲
حالا تموم میشه، تا آخر که همینجوری نمیمونه (((:
پاسخ :
نمیخوام بد تموم بشه :/
مرسی ولی :)
دخترِ آویشن 🌿
۱۴ تیر ۱۰:۰۰
دائما یکسان نباشد حالِ دوران ..
غم مخور .
پاسخ :
باز میشه این در
صبح میشه این شب :)
مرسی عزیزم :))
هوپ ...
۱۴ تیر ۰۲:۳۵
چند وقته حالت خرابه... کاش زود زود خوب بشی.

با این تیکه همذات پنداری کردم. قوی باش رفیق!
'وقتی یه کسی همیشه میخنده و از سختی های زندگیش حرف نمیزنه، تنها دلیلش اینه که میخواد قوی بمونه. '
پاسخ :
خوب میشم ان شاءالله زودِ زود :))

وبلاگتم اینو نوشتی که هوپ جان. الان میفهمم برا چیه. مرسی رفیق :*
:))
kerman man
۱۴ تیر ۰۱:۰۸
سلام
نا امید نباشید .
زندگی اینقدر از این فراز و نشیب ها داره ...
تلخی و شیرینی زندگی باهم هستن .
ناراحت اولما ، جانون باشون ساق اولسون :)
در اوج ناامیدی فقط خدا رو دریاب
یاعلی
پاسخ :
سلام.
اولین فراز و نشیبم نیست. ولی کم آوردم این دفه..
چند ساله شیرینیاش کم شدن انگار.
ساغولاسیز :))
ممنونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان