برگردیم به زندگی + گاهی به کتابهایت نگاه کن :)

بله دیروز رفتیم کنکورم دادیم و برگشتیم. حوزه ی امتحان خیلی آشنا بود برام و برا همون مشکلی نداشتم. ولی اینکه شونصدتا آشنا دیدم رو نمیدونم کجای دلم بذارم. خیلیا گفتن آسون بود و البته خیلیا رو دیدم که بد دادن با اینکه خوب خونده بودن. و یه چیزیم که هست اینه که وقتی از بیرون به سوالا نگاه میکنیم و نه استرس داریم و نه قراره قسمت بزرگی از آینده مون به اون چندتا سوال وابسته باشه، به نظر آسون میاد! هرچند ما سوالایی مثل جایگاه گازهای نجیب تو جدول تناوبی نداشتیم مثل ریاضیا، ولی در کل خوب بوده انگار. برا منم نمیدونم. چون یه رتبه ی معمولی در حد 6، 7 هزار منو به اون چیزی که میخوام نمیرسونه. و واقعا هم نمیدونم میتونم حقوقی که یه سال خوندم رو ول کنم و برم یه رشته ای که خودمم نمیخوامش رو از اول شروع کنم یا نه. به هر حال بگذریم. تا یه مدت نه میخوام آرزوی موفقیت بشنوم (با عرض معذرت) و نه در مورد کنکور حرف بزنم :))

فعلا به فکر دو تا امتحانیم که فردا دارم و هنوووز نخوندم :|

و بعدترش به فکر دوتای دیگه که 4 شنبه دارم و 5 واحده و بازم نخوندم :/

بعد ترش هم اگه خدا بخواد و ما بتونیم از این امتحان ها بکشیم بیرون، میخوام دیوارای حیاط رو رنگ کنم، کتاب بخونم، فیلم ببینم و سریال شهرزاد یک! بعله همه دو رو میبینن ولی من یک رو! پارسال تابستون فقط شش قسمتش رو دیدم! بقیه شم الان میخوام ببینم. :)

و اما بازی وبلاگی گاهی به کتاب هایت نگاه کن که هولدن کالفیلد راه انداخته و منِ مجازی هم من رو دعوت کرده! راستش زمانای قدیم ینی حدودا 8، 9 سال پیش هر کسی برا من کتاب میگرفت بیشتر کتاب علمی و دیکشنری و داستان های کوتاه بود. بعدترش دیگه کسی برا من کتاب نگرفت! زدن تو کار لباس و شال و اینجور چیزا! :دی خودمم معمولا از اپلیکیشن فیدیبو کتاب پی دی اف میخرم و میخونم. فکر میکردم چیزی پیدا نمیکنم که بذارم. در واقع چیز خاصی ام پیدا نکردم :دی ولی رفتم و کتابایی که قبلا صفحه ی اولشون یه چیزایی نوشته بودم رو نگاه کردم و یهو پرت شدم به اون تاریخ. به اون روزی که کتاب رو خریدم و تاریخ زدم. حس خوبی داشت. خلاصه مرسی از دعوت :))

+ خطم چه بد بود اون زمان :دی

+ تو همشونم اسممو نوشتم :))

+ امیدوارم واقعا یه روزی به جای شال کتاب کادو بدن بهم :)

+ پست بعدی آموزش دستبند خواهد بود به احتمال زیاد!

+ معتاد واقعی کسیه که تو این گرما چایی میخوره! :/

___ سلوچ
۲۳ دی ۲۳:۱۱
اومدم ببینم روز تولدم چه پستی گذاشتین :))
البته این فردای روز تولدمه :دی
پاسخ :
همچین آش دهن سوزی نبوده پستم :دی
تولدتون یکیه با دختر خاله من. یادم میمونه حتما :)
آآآآبی
۱۲ مرداد ۲۳:۱۱
سلام خوبین؟
حالشون خوبه خانم دکتر؟
سلام منو بهشون برسونید
پاسخ :
سلام ممنون
بله در صحت کامل به سر میبرن!
حتما :)
آآآآبی
۱۲ مرداد ۰۲:۳۶
از خانم دکتر چ خبر؟
پاسخ :
توی تلگرام در ارتباطیم. در واقع هنوزم مینویسه ولی منتشر نمیکنه.
نمیدونم کی برگرده.
آآآآبی
۱۲ مرداد ۰۲:۰۳
این چاکرم که گفتین به یک خانم حقوق خوان نمیخوره:)

پاسخ :
نکنه شما پسری؟ :////
من همش فک میکردم دخترین -_-
پس به جای چاکرم میگم ممنونم :)
آآآآبی
۱۲ مرداد ۰۱:۵۴
قربان شما
پاسخ :
چاکرم :)
آآآآبی
۱۲ مرداد ۰۱:۴۳
هیچی گفتم بنام معنیش مشهور که شما نوشتین بنام خدا.  بنام نه به نام 
البته اینو همه تقریبا اشتباه مینویسن. 
پاسخ :
آهان..
خب من اون رو توی دورانی که راهنمایی یا شاید حتی ابتدایی بودم نوشتم! الان درست مینویسم :))
مرسی از توجهت :)
آآآآبی
۱۲ مرداد ۰۰:۵۲
غلط املایی ازتون گرفته بودم
پاسخ :
عه!
نمیدونم من همچین نظری ندیدم. دوباره بگو تصحیحیش کنم :)
شایدم یه وبلاگ دیگه بوده.
آآآآبی
۱۲ مرداد ۰۰:۳۷
یه کامنتی گذاشته بودم چرا نیست
پاسخ :
والا هر کامنتی بوده همینجاست. من کامنتی رو پاک نمیکنم و بدون تایید نشون داده میشه.
چی بود آبی جان؟
هولدن کالفیلد
۱۹ تیر ۲۲:۵۲
جشن تولد امام زمان :| :دی
پاسخ :
نیمه شعبان بود برا کادر درمانی جشن گرفته بودن :/
نمیدونم چرا اونو نوشتم😂😅
نسیم
۱۸ تیر ۲۲:۱۵

سلام.....

امیدوارم هر چی ب صلاحته تو کنکور برات پیش بیاد..

دست خطتت از من ک بهتره!!

منو بکشی تو این گرما چایی نمیخورم!

++تسلیت میگم برای فوت دایی...غم اخرت باشه

پاسخ :
سلام خوش اومدی :))
ان شاءالله..
مال شما دکتریه دیگه ایرادی وارد نیس ؛)
منم -_-
خیلی ممنونم :)
هانیه
۱۸ تیر ۱۵:۵۸
من چرا فیلم دیدن بهم نمیچسبه چند قسمت از شهرزاد یک رو دیدم زیاد خوشم نیومد ولی کتاب خوندن رو خیلی دوست دارم:)
پاسخ :
راستش فکر میکنم همه چی به عادته. منم قبلا اصلا حوصله ی اینو نداشتم که بشینم پای
مانیتور و فیلم ببینم
. ولی بعد از چندبار دیدن عادت کردم. شهرزادم منم خیلی دوسش ندارم اگه داشتم که ۱ سال طول نمیکشید
یه دونه فیلم ببینم :دی ولی خب میخوام ببینمش نمیدونم چرا :/
فرشته
۱۷ تیر ۱۸:۲۰
کنکورم گذشت...فعلا امتحانات را دریاب:)
من همه کتابهام را دادم به دیگران و پس نگرفتم یا بهتر بگم برنگردوندن:\
دست خطت بهتر از دستخط منه
پس من یک معتاد سنگینم
پاسخ :
اصلا دلم نمیخواد درس بخونم اصلاااا -_-
چه بد واقعا :/
این دست خطِ ۱۰ سال پیش منه :دی
برا مال تو که اصن ایرادی وارد نیس چون دکتریه :دی
تبریک میگم ولی خدا رو شکر من نیستم فرشته :دی
kerman man
۱۷ تیر ۱۷:۵۹
سلام خانم حقوقدان
بدینوسیله بازگشت سرکارعالی به زندگی را گرامی میداریم .
خوش گلیبسیز
پاسخ :
مرسی ولی فعلا حقوق خوانم نه حقوق دان :دی
خیلی سپاس :)
ساغولاسیز :)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۷ تیر ۱۵:۳۹
آموزش دستبند رو این ته دیدم هول شدم! :))
منتظریما! ؛)
من کلا با دیدن چیزی که قدیما نوشته شده خوشحال میشم مخصوصا اگه تاریخ هم داشته باشه! :)
پاسخ :
آخییی ببخشید خیلی منتظر موندید ولی میذارم به زودی :)
منم ذوق میکنم :))
فِ. شین.
۱۷ تیر ۱۴:۴۳
فک میکنی الان خط من خیلی بده؟! /:
نه عاغا (((:
+ قهوه چی؟! /:
پاسخ :
حدس میزنم بد باشه😅
قهوه هم ندوست حتی :دی
هر از گاهی نسکافه میخورم ولی :)
فِ. شین.
۱۷ تیر ۱۴:۳۸
اون خط کجاش بده؟! /:
+ چایی اتفاقن تشنگی رو برطرف میکنه (((: بعله ((:
پاسخ :
اگه خط الانم رو ببینی چی میگی؟ (آیکون عینک مشکی و این صوبتا) :دی

+من تو این گرما چایی بخورم میمیرمممم :دی
کلا چایی ندوست -_-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان