سیو یکمِ اوت

میگه لباساتو بپوش شام رو میریم بیرون. میگم من اصن گشنه م نیس، نمیام! میگه شب عیده میخوایم دورهم باشیم. میگم نمیخوام بیام مگه بچه م که مجبورم میکنی همه جا بیام! چیزی نمیگه. نشستم لاک میزنم چون قراره بعد شام بریم مراسم پسر عمه که واقعا حوصله ی این یکی رو دیگه ندارم! بعد گوشی رو میگیرم دستم تا لاک خشک بشه منم چند تا وبلاگ بخونم. میگه اگه میتونستی از اون گوشی دل بکنی با ما میومدی!! و میره! و من میمونم و جمله ی مادر است دیگر.. :/

هانیه
۱۱ شهریور ۱۳:۰۳
مامان من همیشه میگه تو اگه نیای به من نمی چسبه منم به خاطر این جمله با هاش میرم
پاسخ :
عه مامان منم با این ترفند منو مجبور میکنه برم :دی ولی اون روز حالم خوب نبود و نرفتم!
Fatemeh Aa
۱۰ شهریور ۱۲:۴۹
من از وقتی این کارو گرفتم بهانه دارم برای گوشی😅😂
مادرمم میگه برای اعتیادت بهانه پیدا کردی😑 😅😂
پاسخ :
عاااالی! :دی
منم‌ میخوام اصن :/
Mr. Beautiful Mind
۱۰ شهریور ۱۱:۰۴
ی روزی ممکنه تو هم مامان بشی :)
پاسخ :
میذارمش هر چقدر خواست تو خونه بمونه! :دی
.. محمد ..
۱۰ شهریور ۱۰:۰۱
وااا واقعا با مادر اینطور رفتار میکنید...
پاسخ :
حالا چون خندیدنا و سر به سر گذاشتنامونو ننوشتم دلیل نمیشه که فکر کنین همیشه اینجوری رفتار میکنم!
سایت تفریحی چفچفک
۱۰ شهریور ۰۵:۲۵
در اکثرت  خانوادها مقاومت بی فایده هست
پاسخ :
ولی بالاخره که من نرفتم!
پـرهـ امـ
۱۰ شهریور ۰۳:۳۹
به نظر من که گور بابای گوشی درون لحظه. پاشید برید زل بزنید تو صورت مادرتون. از بالا تا پایین صورتشون رو هی نگاه کنید. مخصوصا چشم ها. البته با لبخند. تجربه ثابت کرده که بعد از چند بار پرسیدن که چته؟ چیه؟ چرا اینجوری نگاه میکنی خودشون میگند پاشو برو زل بزن تو همون گوشیت اصن :)
پاسخ :
شایدم برگرده بگه از بس سرتو کردی تو اون گوشی دیوونه شدی! و بخوابونه زیر گوشم :دی
آفتابگردون ...
۱۰ شهریور ۰۱:۵۲
مامان بابای من که کلااا اعتقاد دارن گوشی واسه زنگ زدن و نهایتا اس دادنه ولاغیر:|
دو دیقه تو دستت ببینن هیچی دیگه مامان که تا صدسال آینده غرمیزنه و هربلایی سرت بیاد میگه بخاطر اینه که دائم سرت تو گوشیه و بابا هم که کلا چش غره هاش از صدتا فحش بدتره. 
بریم خودمونو بکشیم این چه زندگی ایه اخه  :))
پاسخ :
تو خونه ما هم اینجوریه که علت انقراض زرافه های آفریقای جنوبی هم اینه که من گوشی دستمه! دو دیقه میخوام بگیرم تو دستم تا زهرمارم نشه ول نمیکنن :دی
نه در این حد ولی واقعا اعصاب خورد کنه :/
آآآآبی
۰۹ شهریور ۲۳:۵۱
به مامانت بگو چشم
پاسخ :
چشم!
پرواز ...
۰۹ شهریور ۲۳:۱۸
من که مقاومتم بی فایده بود و الان مهمونی تشریف دارم D:
پاسخ :
مال من نتیجه داد ولی بازم غر شنیدم! :دی
A l i
۰۹ شهریور ۲۳:۱۱
انقدر از این تیکه ها میشنوم .. از مامانم بشنوم به کتفم هم نیس از بابام که میشنوم میخوام کله مو بکوبم تو دیوار :| یعنی انقدر عصبی میشم که نگوووووووو -____-
پاسخ :
دقیقاااااا! عای دیسن! :/ منم تو غمت شریک بدون اصن :دی
tiara .n
۰۹ شهریور ۲۱:۵۱
این مامانا توی تعطیلات و بیکاری ما هم به گوشیا گیر میدن😐😐به تفریح با گوشی اعتقادی ندارن کلا😑😑
پاسخ :
کلا مامان من آلرژی داره به اینکه گوشی تو دستم باشه :/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
قالب: عرفان