سیزدهمِ سپتامبر

الان منتظر نشستم خیاطم لباسمو تحویل بده و اونقدر که ازم تعریف کرد حس میکنم رو ابرام! :دی هرچند شعور اینو دارم که بفهمم داره اغراق میکنه ولی نمیتونم بفهمم چرا داره این کارو میکنه! :| خلاصه که نکاتِ خوب رو پیدا کنین و به بقیه بگین. شاید این چیز خاصی نباشه به نظر خودتون، ولی روزِ اون فرد رو میسازین با این کارتون. خودشم حسااابی! :)))

این‌جا
دارم راه می‌افتم ببینم تهش، من رو این هوا تا کجا می‌بره..


قالب: عرفان