و بالاخره ۳۱ شهریورِ ۹۶

میدونی همیشه باور قلبیم این بود که توی زندگی هیچ چیزی بی دلیل اتفاق نمیوفته. حتما حکمتی پشت هر اتفاق هست که ما بی خبریم. این طرز تفکر خیلی وقتا باعث شده راحت تر با مسائل کنار بیام. مصداق بارزش همین تابستون بود. اونقدر تو خونه موندم که حسِ یه کوآلای پیرِ چسبیده به تخت رو داشتم. ولی خوبیش این بود که کتابای بیشتری خوندم! نقاشی های بیشتری کشیدم و تونستم یه سری از عادتای بد رو بذارم کنار. این تابستون هر چی هم که نبود، به یاد موندنی بود ولی. ماه آخرش اونقدر خاطره نوشتم رو درخت تابستون که تا سالها با یادآوریشون خنده رو لبم خواهد اومد. کسایی که حتی فکرشم نمیکردم، اومدن تو زندگیم و موندگار شدن. عطرِ این تابستون دلنشینه واسم. عطری که مطمئنم به این زودیا از زندگیم پاک نمیشه. میدونی حسِ خوبی داره که آدم قد کشیدنِ خودشو ببینه. از کالبد خودش بره بیرون، بشینه یه گوشه و به خودش زل بزنه. بعد ببینه اون دختر لجباز و غرغرو تبدیل شده به کسی که سعی میکنه حالِ خوب بسازه واسه خودش و نذاره هر طوفانی آرامش دریای دلشو به هم بزنه. در عین حال هم بدونه که سونامی ها هم برا دریای دل ضروری ان، تا هر از گاهی به خودمون بیایم و زندگی اینقدر کسل کننده و تکراری نباشه. تو گذرِ این سالها که منتظر نشستیم برا اومدن بهترین تابستون و دست رو دست گذاشتیم و فقط رویا بافتیم واسه ترکوندنش، امسال فهمیدم همین کارای کوچیک قدم های بزرگی برا اومدن تابستون رویایی محسوب میشن. تابستونی که به جای لم دادن به تخت، دراز میکشم لب دریا و کتابمو میخونم! به هر حال که میشه. مطمئنم ینی :)) تو گیر و دار ذوق واسه اومدن نارنجیا و خدافظی با بخار پز شدنا، سال هم نصف شد. یه نگاه هم به اون اهدافی که اول سال نوشته بودم انداختم. وضعیت بازی من و زندگی دو_دو مساویه. ولی هنوزم امید دارم به شش-دو کردنش! ؛-)

ایام به کام..

آآآآبی
۰۱ مهر ۱۹:۲۶
حرفی ندارم:))))
پاسخ :
من نیز :دی
Shahtot 🍇🍇🍇
۰۱ مهر ۰۰:۵۵
به به کلن هم وبت هم پستت کلی حس پاییز و انرژی خوب رو منتقل کرد ^__^
+ آی ام پرسپولیسی :)))) و به شدت موافقم با شش دو کردن بازی زندگی :))
کلی اتفاق های خوب آرزومندم برات در پاییز ^__^
پاسخ :
ژان ژان *_* :دی
کم مونده بود توام متولد پاییز بشی ها ؛)
عای عم تراکتوری و خلاصه بین خودتون حل کنین :دی
من دو برابر بهتراشو واست آرزو میکنم شاتوت جان ؛)
آرزو ﴿ッ﴾
۰۱ مهر ۰۰:۱۸
عنوان رو که دیدم یاد آرین افتادم :دی
ولی من هر ستاره‌ای که از تو توی پنلم روشن میشه می‌دونم با یه متن و حس و حال دلنشین طرفم؛ ستاره‌ت قشنگه اصلا! :))
پاییزت پررنگ :)
پاسخ :
بخاطر آرین به شمسی نوشتم اصلا :دی
تو همیشه به من لطف داری :))
پاییزت مثل همونی که تو چهرازی میگه، نارنجی و قشنگ :)
میم _
۳۱ شهریور ۱۹:۴۳
اه چقدر انرژی مثبت داشت حرفات..چقدر باید دوس داشتنی باشی
پاسخ :
خودم وقتی دارم مینویسم فکر نمیکنم اینقدر انرژی مثبت داشته باشن! :)
نظرت یه لبخند گنده آورد رو لبم :)) مرسی :* نظر لطفته.
پوریا آریافر
۳۱ شهریور ۱۸:۵۵
درود بر تو با این نگاهت
کلا ۶ عدد خوبیه :)))
پاسخ :
ممنون ؛)
احساس میکنم این ۶ کنایه داشت به آبیا :|
:دی
بانوچـ ـه
۳۱ شهریور ۱۸:۳۱
پاییزت قشنگ تر از تابستونت میشه الی... این نگاه ِ مثبتت به زندگی خودش قشنگه کلا :)
پاسخ :
واسه قشنگ تر شدنش تلاش میکنم حتما :)) بقیه ش دیگه دست خداست.. امیدوارم اینطوری که میگی باشه ولی قطعا تو قشنگ میبینیش :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان