من از روزگارم حالا راضی ام/هوامو تو داری همین کافیه*

روزی که دو ساعت گشتیم تا واسه گوشیِ میم یه قابِ درست و حسابی پیدا کنیم و آخرشم دست از پا درازتر برگشتیم. ولی دور از چشم بقیه خودمون رو مهمونِ یه نوشیدنیِ توپ هم کرده بودیم! :) مامان اینا نبودن و قرار بود برم خونه ی دایی که بعدترش بریم پارک و با گل دخترش بازی کنیم. حدودا ساعت چهار و نیمِ بعد از ظهر بود که رفتیم و هنوز آفتابِ نیمه جان میزد به چمن ها و هوا خیلی لطیف بود. اولش میترسید و انگشتای کوچولوشو حلقه میکرد دورِ انگشتم و از پله ها میرفت بالا. ولی بعدش خودش یاد گرفت و خودش میرفت و وقتی میخواست بیاد پایین، از تهِ دل میخندید و ذوق میکرد. ذوقش رو میدیدم و منم میخندیدم. میدونی، خیلی وقته اینجوری زِ غوغای جهان فارغ طور، وقتم رو نگذرونده بودم :) خوشحال بود، منم بودم. تو پارک مخروط جمع کردم و الان گذاشتم رو میزم. میخوام بگم آبان داره به آبانی ترین شکلِ ممکن میگذره. تولد ها، بیرون رفتن ها، خندیدن ها، دوست داشتن ها و .. زندگی به خوب ترین شکلِ ممکن داره میگذره تو جهانِ کم جمعیت و خلوتِ من.

.

.

بقیه ی روزم با یه برنامه ریزیِ دقیقه نودی واسه سینما گذشت و فیلمِ ایتالیا ایتالیا رو دیدم. مثل اکثرِ فیلمای ایرانی نمیشه چیزی از دلش بیرون کشید ولی اون روز حالم اونقدر خوب بود که اصلا مهم نبود چی میدیدم! :)

+گفته بودم نمینویسم تا وقتی که به یه نتیجه ای برسه. ولی الان میگم گورِ بابای نتیجه! حرفات یه دنیـــــا آرامش میدن به من. یه دفه خودم رو در حالی پیدا میکنم که یه گوشه نشسته و به حرفات فکر میکنه و یه لبخندِ گنده رو صورتشه. :))) به قولِ خودمون لعنت به این دوری.. مچکرم که باعث شدی بهترین چهارشنبه شبِ عمرم رو تجربه کنم.مچکرم که هستی، که باعث میشی من یه جایی خودِ خودم باشم. میشه ساعت ها ازت نوشت ولی باید بینِ خودمون بمونن :)

++ دانشگاه یه دوره ای گذاشته بود واسشون، حالا 22 ساعت میره کار میکنه و خودشم خوشحاله. اون روز میگفت اولین حقوقش رو گرفته. گفتم میخوای چیکار کنی باهاش؟ گفت میخوام هدیه بگیرم واسه خونواده و کسایی که دوسشون دارم. بعد داشتیم حرف میزدیم گفت میخوام یه چیزی هم واسه تو بگیرم. یه لحظه از شدتِ تعجب و خوشحالی کم مونده بود بمیرم! :)))) شانس آوردین خلاصه که الان میتونم بنویسم! :دی موندم بگم زحمت نکش، یا چی اصلا، فقط گفتم من خیلی خوشحال شدم آخه، خیلی. :))

+++بریم که چای دارچین دم کنیم و به بقیه ی برنامه های این هفته برسیم که آخرین نفساشه. بعد برنامه بریزیم واسه هفته ی بعد. راستی چرا بارون نمیاد؟!

حالِ دلتون مثلِ حالِ دلِ ما، خوب :)

حالا نمیشه ساکت نباشید و از بهترین اتفاقِ این روزهاتون بگید واسه من؟! :)

*عنوان آهنگی از مازیار فلاحی

+ نوشته شده در جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۳۰ توسط الی . | نظر بدهید
مترسک ‌‌
۰۶ آبان ۹۶ , ۰۴:۲۹
بگو، بی‌ضرره ;)

پاسخ :

که اینطور :)
آرزو ﴿ッ﴾
۰۶ آبان ۹۶ , ۰۰:۳۱
ان‌شاءالله :)

پاسخ :

ان‌شاءالله :))
آرزو ﴿ッ﴾
۰۶ آبان ۹۶ , ۰۰:۱۸
:)) شاید ببینیم هم رو یه‌روز :)
ممنون از مهربونی خودت الی :)

پاسخ :

خدا رو چی دیدی شاید من با بچه های دانشگاه اومدم مشهد :))
فدای شوما ^_^
آرزو ﴿ッ﴾
۰۵ آبان ۹۶ , ۲۲:۵۷
الآن خیلی ضایع‌ست اگه بگم بهترین اتفاق این‌روزام فرفره‌ایه که دیروز خریدم؟ :|
(اعتراف می‌کنم در این قسمت رفتم پستام رو خوندم ببینم می‌تونم چیزی بیفزایم یا نه)
اگه بازه‌ش رو زیاد کنیم دیدن یک آشنای مجازی با اختلاف اوله :) ، یک ماه و دو روز گذشته ولی!
خب حالا حرف‌هایی رو هم که چند روز پیش نگار از اولین روزای آشنایی‌مون زد، با این‌که قبلا گفته‌بود و تکراری‌ست، اضافه می‌کنم :)

حالا که دقت می‌کنم می‌بینم بهترین‌هام چه کوچولوان :دی :))
ولی ممنون که تو از بهترینِ این روزات گفتی و حس خوبت رو با ما شریک شدی :)

گفته‌بودم این نقاشیِ پایین چه قشنگ و سبک‌بالانه‌ست؟
دختردایی‌ت رو ولی مطمئنم گفته‌بودم چقدر ناز و دوست‌داشتنیه. خدا حفظش کنه (:

پاسخ :

نه چرا ضایع باشه! بهترینای منم کوچولو ان والا! :)))
منم خیلی دوست دارم یه آشنای مجازی رو از نزدیک ببینم. یکیشم خود تو :))

ممنون که خوندی :)

نگفته بودیییی :))))))) مرسی که اینقدر مهربونی آخه :)
آره اینو یادمه :دی مرسی کلی :*

مترسک ‌‌
۰۵ آبان ۹۶ , ۲۱:۳۱
اونم همینو‌ می‌گفت ;)

پاسخ :

عــــه :)))
شما از گفتنش خوشحال شدی؟!
منم بهش بگم خوشحال میشه ینی؟! :دی
هوپ ...
۰۵ آبان ۹۶ , ۲۰:۴۸
بهترین اتفاق این روزام از دل یه اتفاق بد بیرون اومد. سفر یک دفعه ای و ...

پاسخ :

اینجوری خیلی دلچسب تره شاید :)
مترسک ‌‌
۰۵ آبان ۹۶ , ۲۰:۳۸
آهنگ «ای جونم» مازیار فلاحی :)

پاسخ :

خیلی دوسش دارممم :)))
Ritalin 10mg
۰۵ آبان ۹۶ , ۱۷:۴۱
همیشه خوش باشی :)
بهترین اتفاق خوب روزای من این میتونه باشه
ک وقتی میخابم ب هیچ چیزی فکر نمیکنم ..

پاسخ :

فدای تو ^_^
واقعا چیز خوبیه این. بعضی وقتا ادم از فکر و خیال نمیتونه بخوابه..
میم _
۰۵ آبان ۹۶ , ۱۷:۱۸
اره اگه لینکش رو بهم بدی خیلی ممنون میشم *_*

پاسخ :

حتما :)
میم _
۰۵ آبان ۹۶ , ۱۶:۵۰
به به
میبینم که چه خوش گذشته و میگذره و خواهد گذشت *_*
ما میتونیم بهترین حالت و شادترین حالت از خودمون شیم.
امیدوارم سال دیگه،تو ماه مهر،بگی چه سال پر از شادی و پر کاری بود

پاسخ :

به هر حال بعد از مدت ها به یه ثبات رسیدم تو حالتِ روحی که اکثرا خوبم :)) فدای شوما :))
بی صبرانه منتظر رسیدن مهر ماه سال بعدم. بی صبرااااانه *___*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان