زندگی پیش‌ِ رو

چه چیزها که نمی‌نویسم

بریز هر چه رنگ را به پرده ی جهان من/که روی بوم من فقط نقش تو نقش میشود

بعد از ظهر دیدم یه شماره ی ناشناس داره بهم زنگ میزنه، خودم رو زدم به بی اعتنایی! من معمولا شماره های مشکوک رو تو اولین تماس جواب نمیدم، تا اینکه یادم افتاد ممکنه واسه بسته ی پستی تماس گرفته باشن. بعد از دو سه دقیقه دوباره دیدم همون شماره س و جواب دادم و دیدم بعله! پیکی بود که کتاب رو واسه دوستم برده بود. گفتم بله؟ گفت خانوم فلانی؟ اسم دوستم رو میگفت. گفتم نه، ولی کتاب رو من سفارش دادم! هنوز هیچی نگفته بودا بنده خدا ولی من حدس زدم. :دی بعد صدای اون ور خط گفت که خانوم من آدرسی که دادین رو پیدا نمیکنم.. گفتم متاسفانه منم بلد نیستم!! قشنگ تصور میکردم که الان پوکر شده طرفِ مقابل! :دی گفتم واسه دوستم سفارش دادم من. بعدش به ذهنم زد اسم دانشگاه رو دوباره بگم شاید فرجی حاصل بشه. آخه تو اون آدرس اسم دانشکده(هوا فضا) بود نه دانشگاه. بهش گفتم و ده دقیقه بعد دوباره زنگ زد که زنگ بزن بیاد ببره، نگهبانی منو راه نمیده برم بالا!! گفتم الان دانشگاهه چه جوری بیاد! :| شما تحویلش بدین نگهبانی من میگم بگیره ازشون. خلاصه ده دقیقه بعد دوباره زنگ زد و گفت تحویل دادم نگهبانیِ فلان خوابگاه! اشتباه تحویل داده بود!! ولی از خوابگاهای همون دانشگاه بود. خلاصه گفتم باشه من میگم بره بگیره خودش! -_- هر چی واسه سوپرایز شدنش برنامه ریخته بودم این پیک موتوری بادِ هواش کرد! :/

بهش پی ام دادم که باید یه چیزی بت بگم. من واست کتاب گرفتم و تحویلش دادن فلان جا. برو بگیر ازشون. دیگه نگم واستون که چقدر انتظارشو نداشت و شوکه شده بود!! رفت تحویل گرفت و خوشحالیِ بعدش غیر قابل وصف بود واسم. یه جوری که حتی از کیلومترها فاصله هم من احساسش کردم! :)))) حرفایی که بعدش زده شد، استوری ای که واسه اولین بار گذاشت، هیجانش،... "تا حالا این همه ذوق نکرده بودم" و ... حالِ من هم حسابی خوب شد. تو این چند ماهِ اخیر به این پی بردم که من وقتی کاری رو واسه ی بقیه انجام میدم و خوشحالیشون رو میبینم خیلی بیشتر کِیف میکنم تا اینکه بخوام اون کار رو واسه خودم انجام بدم! :)

+خدا خیلی حواسش هس.

۱۱
آآآآبی
۲۲ آبان ۱۳:۵۳
سلام دست مریزاد واقعا که غافلگیرش کردی 
یکی پیدا شه از این هدیه ها بمن بده هعععععی
الی بابا  از کتاب که چیزی نگفتی !
پاسخ :
سلام. ممنون واقعا :))
بالاخره که پیدا میشه.
منم چیز زیادی نمیدونم. خودم نخوندم. فقط میدونم که نویسنده‌ش نوبل گرفته و اهل ترکیه‌س و کتاب راویان مختلفی داره که همشون انسان نیستن و گاها از زبون اشیا هم روایت میشه. و بیشتر به مدرنیته و سنت ربط داره.
معلوم الحال
۲۱ آبان ۲۲:۱۵
نداریم دیگه 
پاسخ :
همیشه امیدی هست!
معلوم الحال
۲۱ آبان ۲۱:۰۰
کسی که تا حالا نیومده میخوام نیاد :))
پاسخ :
چرا؟ خوبه که داشتن همچین آدمایی! :)
معلوم الحال
۲۱ آبان ۱۹:۰۳
یکی نیست به ما از این کادوها بده 

هعی...
پاسخ :
://
صب میشه این شب! :)
به هر حال یکی پیدا میشه.
محبوبه شب
۲۱ آبان ۱۷:۲۵
بابا سوپرایز ^_^
چقدر خوبی تو : )) 

منم وقتی به کسی هدیه میدم، با خوشحالی طرف خودمم شااااد میشم و حالم خوب میشه : )
پاسخ :
:))))
نظر لطفته. همه خوبن :)

دقیقا منم! ^_^
میم _
۲۱ آبان ۰۰:۰۹
خیلی کارت خلاقانه و اگول پگولی بود.
واجب شد منم از این حرکتا بزنم
پاسخ :
اگول پگولییی *__* تا حالا کسی اینجوری نگفته بود بهم :)) مرسی.
امیدوارم واسه توام ازین حرکتا بزنن ؛)
هوپ ...
۲۱ آبان ۰۰:۰۶
چقدر خوبه سورپرایز این مدلی! 
کاش کتابشم نمیگفتی. میگفتی یه لحظه برو نگهبانی فلان جا و قطع میکردی :-))
پاسخ :
دیگه اون لحظه هول شدم که نکنه کتاب به دستش نرسه اصن :دی
ولی میگف کلا پی امت رو دیدم هنگ کردم :دی
+خیلی خوبه. اینو از حرفاش فهمیدم :))
آفتابگردون ...
۲۰ آبان ۲۳:۳۷
همیشه ایده هات بیسته بلا:)
آورین خوشم اومد بالاخره یه چشمی از الی رو رو کردی!
به دلم برات شده ذوق  کردن و جیغ زدن خودتم به زودی میبینیم :)
پاسخ :
چقدر خوشحاااال شدم از کامنتت آفتابگردون مهربون :)))
من الانشم از ذوقش کلی ذوق کردم ^_^ امیدوارم ولی :))
ان شاءالله چندین برابر بهترش واسه خودت ؛)
🌹گل خاتون🌹
۲۰ آبان ۲۲:۲۲
اخرش چه کتابی گرفتی الی؟🤔
پاسخ :
نام من سرخ از اورهان پاموک رو گرفتم :)
آرزو ﴿ッ﴾
۲۰ آبان ۲۲:۲۰
چه‌جوری رفته تحویل داده به نگهبان خوابگاه؟ :|
قطعا تولد امسال برای دوستت به یاد موندنی‌ترین‌ـه :)
پاسخ :
نمیدونم که والا :/
خودشم اینجوری میگفت :))))
✣یگانـღـه✢ jb
۲۰ آبان ۲۰:۵۰
بله من باقالب های ذهن زیبا اشنایی دارماما این قالب ویرایش شده ی شمارو میخوام
پاسخ :
راستش من خودم ویرایش کردم هدرش رو، بک گراندشم یکی از دوستان کمک کرد. و دوست دارم این قالب که سلیقه خودمه فقط تو وبلاگ من باشه. شما هم میتونین هر عکسی خواستین بذارین. اصلا سخت نیس. :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان