یک 28 آبانِ دوست داشتنی..

شروع کنم به غر زدن در مورد یک عدد میان ترمِ n صفحه ای در روز چهارشنبه و یک عدد کنفرانسی که باید ارائه بدم، به همراه یک عدد پرسش کلاسی(!) و یک عدد آزمون؟! یا دنیا هنوزم خوشگلیاشو داره؟! حتی اگه از اهداف هفته ی قبلم سی درصد هم عملی نشده باشه؟!

- بیا گل و گیاه بذاریم روی میزمون، روحمون شاد بشه! غذای روح موسیقی و گل و گیاهه اصلا!

گذاشتیم!

و اما یک هفته بعد!..

.

گوشه ی سمت چپ عکس چندتا کتاب و کلاسور بود که به شادی و خرمی میزیستند تا همین نیم ساعت پیش!! حتی یه بارم دعواشون نشده بود! ولی نیم ساعت پیش سر اینکه الی کدومشون رو بیشتر دوست داره دعوا کردن و افتادن رو خوشگلی های میز من! :( بعد اون شیشه کوتوله هه افتاد رو این یکی و اونم رو این یکی تر! همگی باهم روی میزم هرچی جزوه و کاغذ و نقاشی داشتم به باد دادن! :| اولش فکر کردم زلزله س ولی من احساس نکردم! :|| بعد که متوجه عمق فاجعه شدم نمیدونستم جزوه هامو نجات بدم یا گوشیمو یا ساعتمو یا حتی نقاشیامو!!

از خیر جزوه هام گذشتم، بعله! :))

+ وقتی یکی داره بهتون میگه فلان اخلاقت رو خیلی دوست دارم، یا مثلا این لباس خیلی بهت میاد، یا حتی وقتی اینجوری میخندی و شوخی میکنی خیلی دوست داشتنی میشی، برگردید بهش بگید "مرا کیفیت چشم تو کافیست!"

مسئولیتی رو در قبال اتفاقات و دل و قلوه های بعدیش قبول نمیکنم! :)

+ من یه مدلی ام که از الان سوپرایز تولد سال بعدش رو پیدا کردم که به گمانم 357 روز مونده هنوز! :دی بعد هی داره بهش اضافه میشه که عه آره این کارم بکنم، اینجوری بگم و ..

یا حتی مثلا از الان واسه تولد میم که قراره دی ماه بگیریم و همه جمع شیم طبقه پایین خونه شون و چراغا رو خاموش کنیم و یهو بیاد و ذوق مرگ شه، ذوق دارم!!!

+ واسه هوپ جانمان دعا کنیم که توی دوران طرحش خدا صبرشو بیشتر کنه! بهش آرامش بده تا به بهترین نحو بتونه علمش رو تبدیل به عمل کنه :)

+ مثلا شش ماه زمان متوقف شه، من هر چی فیلم میخوام ببینم! هر چی کتاب که تو لیست انتظار دارم بخونم. هر چی درس، هر چی رژیم واسه گرفتن حتی! هر چی خواااااب! بعد زمان راه بیوفته باهم پیش بریم! :)

+ و اما پست قبل که هنوز چیزی نمیدونم و میگم گور بابای بیماری و علایمش فعلا! :| ممنون از تک تکتون.. واقعا.

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۰۰:۰۰ توسط الـی . | نظر بدهید
یک بلاگر
۰۳ آذر ۹۶ , ۱۸:۵۹
والا راستش اکثر کسانی که فکر می کنن توی وبلاگشون در حد یه نویسنده می نویسن فقط توهم زدن!
اگر رب خریدم و تموم شد حتما باز درست می کنم تصویر میذارم

پاسخ :

دیگه.. بعضیام خیلی بی ادعا و خوب دارن مینویسن..
حتما این کارو بکنین. :)
یک بلاگر
۰۳ آذر ۹۶ , ۱۸:۴۶
تصویر خیلی زیبایی بود ..
ولی چیزی که نظر من رو جلب کرد مطلبی که درباره وبلاگ در قسمت نوار کناری نوشته شده بود.
دقیقا وبلاگ نویسی با نویسندگی فرق داره.
بعضی ها اشتباه گرفتنش .
امیدوارم همیشه شاد باشی. 
منم با شیشه رب یه جامدادی خوشگل درست کرده بودم . اومدم ایران برگشتم دیدم دوستم انداخته اش دور!
گفت آشغاله!
قرار شد یه جا مدادی لیوانی برام بخره ولی هنوز نخریده!

پاسخ :

خیلی ممنون :))
دقیقا واسه همین نوشتمش. چون من اصلا قلم خوبی ندارم و ممکنه خیلی کسل کننده تعریف کنم یه چیزایی رو، و اینکه فقط روزانه نویسی میکنم که زمین تا آسمون فاصله داره با نویسندگی.
ممنون کلللی! امیدوارم شما هم همیشه شاد باشی!
یکی دیگه درست کنین، کیفش بیشتره :) برا منم شیشه سس مایونزه ؛)
مو طلایی
۳۰ آبان ۹۶ , ۲۰:۵۹
چه خوب بود پستت:-) وصف حال من بود اوایلش ادامشم هیجان زده شدم باهات انگار:-)))

پاسخ :

شما خوب خوندیش مو طلایی جان :))) وای وای همه‌ش امتحان -__- 
چه خوب!
هوپ ...
۲۹ آبان ۹۶ , ۲۱:۵۹
چقدر میزت دلبره!
و مرسی از مهربونیت :-)

پاسخ :

آره بچه خوبیه راضی ام ازش! :)) مرسی هوپ جان.
خواهش میکنم؛ یکی از بهترین دوستای مجازی هستی شما ؛)
آآآآبی
۲۹ آبان ۹۶ , ۲۱:۲۲
دو ساعت فقط فاصله داریم از خیام و عطار: دی 
آره باصفاست. 

پاسخ :

پس به مشهدم نزدیکین.. خوش به حالتون واقعا.
خیلی :)
آآآآبی
۲۹ آبان ۹۶ , ۲۰:۴۲
اون بطریا چی باحالن مخصوصا اونیکه رنگشو نمیدونم. (قهوه ای؟) اون آرامگاه فکر کنم خیام هست اونم دوست دارم. 

پاسخ :

آره بطری دلستر و آبمیوه‌ن! :دی
اونجا هم آرامگاهه خیامه، مجسمه‌شم از خود آرامگاه خریدم ۲ سال پیش، خیییلی با صفا بود :)
میم _
۲۹ آبان ۹۶ , ۱۴:۰۷
چقدر به دوستانت اهمیت میدی
جای بسی خوشحالیه :))
+ چه ماگهایی،منم میخوام :((((((

پاسخ :

دیگه از دار دنیا همین دو سه تا دوست خوب رو دارم :))
+اینا شکسن بعد مامان چسبونده و دوباره کاکتوس کاشته توشون! :)
tiktik tiki
۲۹ آبان ۹۶ , ۱۳:۲۲
ای جان  چه میزه قشنگی البته همش یه طرف اون شرح توصیف اوفتادنایه طرف دیگه"زلزله بودمن نفهمیدم😂"
وای کاش این زمانویه فکری براش میکردن منه لعنتی به هیچکاری نمیرسم😑دقیقاواسته منم همینکارارومیکنم😉

پاسخ :

😅😅😅 آخه معمولا نمیفهمم!
هممون به این احتیاج دادیم انگار! :)
را مگا
۲۹ آبان ۹۶ , ۰۰:۲۱
عجب میز دل ارایی،خدا از شر جزوات در امان نگهش داره

پاسخ :

فعلا که گیاهان و جزوات افتادن به جون هم! :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان