زندگی پیش‌ِ رو

چه چیزها که نمی‌نویسم

آقای هیچ کس

"قبلا نمی­تونست انتخاب کنه، چون نمی­دونست چه اتفاقی قراره بیفته. الان نمی­تونه انتخاب کنه، چون می­دونه بعدش چه اتفاقی خواهد افتاد!"

یه شب تو یه اتاق شلوغ بشینید رو زمین. بدون اینکه به چیزای اطرافتون توجه کنین، چشماتون رو ببندید. از یکی بخواین چند لحظه بعد از بسته شدن چشماتون، چراغا رو خاموش کنه. طوری که اتاق کاملا تاریک بشه. چشماتون رو باز کنید. تو کمترین صدا بدون اینکه تکون بخورید اطرافتون رو نگاه کنید. حس گیج و مبهم قشنگیه. کم کم بعضی چیزای نزدیکتون رو تشخیص میدین. مهم نیست چقدر طول میکشه، ولی بعد یه مدتی بیشترِ چیزای اطرافتون رو واضح می بینین. اینجاست که تعریف ما از عادت زیر سوال میره؛ اگه قرار بود بعدِ یه مدت زمان به تاریکی عادت کنیم، همچنان نمی تونستیم اطرافمون رو ببینیم.

چراغارو روشن کنید. یه نگاه مختصر به دوروبرتون بندازین. دوباره چراغا رو خاموش کنید. هیچوقت اون تاریکی قبلی تداعی نمی­شه. چون میدونید چی کجاست. قبل از خاموشی میدونستید. پس خاموشی بی ­معنی میشه براتون.

هیچ وقت نمی­تونیم با عادت به زمان حال آینده رو ببینیم، آینده رو بخوایم، چه برسه به اینکه بخوایم تغییرش بدیم. اگه هم بر حسب اتفاق، از قبل آینده رو بدونیم، خواستنش سخته؛ اینکه بخوایم تغییرش بدیم سخت تر! نه که نخوایم؛ نه، میترسیم. تغییر آینده به اندازه ای ترسناکه که بتونه قدرت تصمیم رو از ما بگیره.

"چرا ما گذشته رو به خاطر میاریم امـا آینده رو نه؟ وقتی اینو از مامان می­پرسی بهت میگه: اینقدر نپرس چرا!"

برداشتی آزاد از فیلم Mr.Nobody

+اولش گیج میشید از اینکه کدومش واقعیه، کدومش رویا. اما بعدش داستان میاد دستتون. پر از مفاهیم فسلفی عجیب و غریبه. میگفت که بار اول به کلیات توجه میکنی، اما حتما لازمه دوباره ببینیش تا این دفه از جزئیات لذت ببری.

+تنها تو میتوانی پایانی خوب برای داستان های بد باشی...

+به شدت معتقدم که اگه قراره چیزی رو بخونیم، ببینیم یا بشنویم، حتما به وقتش میخونیم، میبینیم و میشنویم؛ مثل این فیلم!

۱۲
صبا
۱۳ دی ۱۴:۲۱
اره واقعا هر مسیری ممکنه درست باشه ولی لذت بخش نیست 
پاسخ :
یک مسیر لذت بخش واست آرزومندم :)
صبا
۱۳ دی ۱۰:۳۶
 البته باز هم به خیلی چیزها بستگی داره مثلا همین اثر پروانه ای که یک اتفاق دیگه در یک نقطه دیگه از جهان داره روی ما تاثیر بزاره و باعث شه راه های مختلف رو امتحان کنیم یا نظریه جهان های موازی که ممکن من توی این جهان ادم معمولی باشم اما توی جهان دیگه نویسنده یا دانشمند باشم عملا این که توی یک جهآن زندگیمون کتاب خوندن باشه توی یک جهان دیگه فیلم دیدن زیاد دور از باور نیست.
البته توی همین جهان خودمون هم باز هم به خصوصیات شخص، نوع علایق و نوع شغلی که داره این انتخاب ها ممکنه فرق کنه مثلا ممکنه کسی از اینکه آیندش رو بدونه خیلی هم خوشحال شه 
پاسخ :
حق با تو عه. اوری وان هَز اِ دیفیرنت استوری :) ممکنه بعضیا از دونستنش خیلی راضی تر باشن :)  کلا این موضوع خیلی جای بحث داره.  در واقع نظر همه درسته با توجه به زندگی خودش، اما نظرات کاملا متفاوت میتونن باشن. مرسی که نوشتی.
در مورد جهان موازی من دوست داشتم دانشجوی موسیقی باشم و همین آدما رو بشناسم مثلا. یا تنها توی یه شهر دیگه زندگی کنم و.. اما از اونجایی که هر مسیری درسته دیگه غر نمیزنم. اما نمیتونم بگم هر مسیری لذت بخشه! ؛)
صبا
۱۳ دی ۰۸:۲۰
یک جا داشتم میخوندم که این زندگی ای که ما داریم چقدر ناعادلانه است درستش این بود که یک زندگی کامل داشتیم برای فیلم دیدن، یک زندگی دیگه برای اهنگ گوش کردن و ویکی دیگه برای کتاب خوندن و.  

پاسخ :
در واقع کامل ترینش همینه! من هی دوست داشتم در مورد آینده بدونم اما بعد از این فیلم فهمیدم خیلی سخت میشد اگه میدونستیم. هی سردرگم میشدیم. الان لذت بخش تره. هیجان انگیز تر حتی!
اگه یه زندگی واسه فیلم دیدن داشتیم بعد یکی واسه خوابیدن و یکی واسه.. افسرده میشدیم از اینکه هی بین این زندگیا بریم و بیایم! هی عوضشون کنیم. الان مثلا فیلم دیدن بعد از خستگی کار و درسه که میچسبه. اینکه آدم هی بتونه فیلم ببینه بعد از یه مدتی لذتش رو از دست میده اون کار.
صبا
۱۲ دی ۲۲:۱۹
 همه مسیر ها مسیر درست هستند، هرچیزی میتواند هر جیز دیگری باشد و باز هم در همه جهات معقول و واقعی و منطقی به نظر رسد.
 مستر نوبادی عالیه من تابستون دیدمش برای بار اول زیاد متوجه نشدم ولی توی اون هفته چند بار دیگه هم دیدم و کلی ازش نقد خوندم الان واعظ دلم خواست برم بازم ببینم 
پاسخ :
همه مسیرها مسیر درست هستند.. چون اگه قراره یکیو بشناسیم، چیزی رو بدونیم و.. حتما تو هر مسیری میشناسیم و میبینیم :)
منم دو سه تا نقد خوندم در موردش. در مورد اثر پروانگی هم خوندم که جالبه به نظرم. اونقدر فیلم واسه دیدن دارم که فعلا نشده دوباره ببینمش. ایشالا در یک شب طولانی و خنک تابستانی خواهم دید :)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۰ دی ۰۱:۵۳
:دی
باشه باشه حتما. اگه خدا بخواد از فرجه‌ها به نحو احسن استفاده می‌کنم :دی و می‌بینمش نهایتا تا هفته‌ی بعد. :)
پاسخ :
کلا فرجه واسه استراحت و فیلم دیدن و ... وگرنه ما که همیشه شب امتحان میخونیمش :)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۰ دی ۰۱:۳۰
عالی بود :) امیدوارم زودتر بتونم ببینمش.
پاسخ :
عالی خوندی ؛)
من چرا بیدارم؟ :دی
اگه تونستی ببینی نظرتو بگو بهم. گروه یا اینجا فرقی نداره :)
آآآآبی
۰۱ دی ۱۷:۵۱
فکر کنم دیدمش مال چندسال پیشه
پاسخ :
ارزش دوباره دیدن داره!
آآآآبی
۰۱ دی ۱۴:۵۸
فیلمو میبینم فکر کنم خوب باشه
پاسخ :
خوب و پیچیده‌س :)
میم _
۲۹ آذر ۱۷:۴۳
چه قالب خوبی ^_^
پاسخ :
مرسی *_*
فعلا کار داره ولی..
غمی ‌‌
۲۴ آذر ۲۳:۳۱
فکریمون کردید. بریم یه کم خلوت کنیم و به این نوشته سنگین فکر کنیم.
پاسخ :
احساس میکنم بقیه زیاد تمایل ندارن به این سبک از نوشته ها!
اگه به نتیجه ای رسیدین به منم بگین :)
خوش فکر
۲۴ آذر ۰۱:۲۰
عجیبه... حتما باید این فیلم رو ببینم...

منم به این قضیه باور دارم که هر چیزی به موقعِ درست اتفاق میافته حتی اگه اون لحظه درک نکنیم
پاسخ :
ارزش دیدن داره واقعا.

این باعث میشه خیالمون راحت باشه از دیر اتفاق افتادن بعضی چیزا.
میم _
۲۳ آذر ۲۳:۵۸
چه فیلم خوبی بود این مستر نوبادی
با نکته سومتون خیلی خیلی موافقم
نه تنها در فیلم و کتاب،بلکه در اشنا شدن با ادمهای زندگیت
پاسخ :
پس دیدیش :))
دقیقا؛ این رو امسال خیلی بیشتر حس کردم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان