زندگی پیش‌ِ رو

چه چیزها که نمی‌نویسم

خیالت هر دمی اینجاست با ما..

هر چقدر به ایام گُهر بار امتحانات نزدیک تر میشیم هی من دلم میخواد بیشتر پست بذارم، بیشتر حرف بزنم! :| هی بیشتر دلم میخواد صُب تا شب و شب تا صب بشینم سریال مورد علاقه مو ببینم و تموم شه، یا همه ی صفحات کافکا در کرانه رو ببلعم اما درس نخونم! عین اون یارو تو چهرازی که میگفت "بالاخره بعد از تمرین اون همه بی حرفی ما هم گاهی حرفمون میاد دیگه" . حالا ما تمرین بی حرفی نکردیم اما به جان خودم خیلی تمرین کم حرفی کردیم که ننویسیم lion چرا اینقدر دوست داشتنی بود! فکرشو بکن چی شد که ما جای سارو نبودیم؟ چرا هند به دنیا نیومدیم؟ چرا ما گم نشدیم؟ خدا خیلی به ما لطف داشت؟ یا به سارو لطف داشت؟ چرا ما اینقدر بی خبریم؟ اگه میدونستیم چی؟ همه چی راحت تر میشد؟ نه اشتباه نکن.. شاید اون موقع دونسته ها بیشتر از ندونسته ها آزارت میدادن. یادته دو ماه پیش اومدم نوشتم چرا سی بوک همه کتابا رو داره به جز همین ملت عشق؟! یا قبل ترش به تو گفته بودم چرا همه ملت عشق رو خوندن فقط ما نخوندیم؟ فهمیدی چرا؟ دیشب خیلی تمرین کم حرفی کردیم که ننویسیم آقا! عزیز زاهارا تو بودی! خودِ خودِ تو! حالا فهمیدم که اول باید من میخوندمش نه تو! اول باید من میشناختمت بعد میخوندمش. مثل همونی که مرصاد سه سال پیش نوشته بود؛ همه چی به وقتش... ملت عشق تموم شد و حالا بازم من باید برگردم به آغوش کتابای الکترونیکی. میدونی چون که خیلی بی پولم! دوستام دارن کارشناسی رو تموم میکنن امسال. همه ش به هاله فکر میکنم که همون سال اول رفت پرستاری و حالا بعد از چند ماه کاملا دستش توی جیب خودشه. من روم نمیشه هی برم بگم بابا پول میدی من کتاب بگیرم؟ چون که کتاب کاغذی عشقه! روم نمیشه واسه ی هر چیزی برم بگم مامان؟... میدونستی من تا حالا از بابا پول نخواستم؟ یه بار کیف پولم مونده بود خونه، کارتم، پول خردایی که داشتم، همه چی. بابا منو رسوند دانشگاه و رفت. همون اول که دنبال کارت دانشجوییم میگشتم متوجه شدم هیچی ندارم! اما زنگ نزدم بابا برگرده. واسه آدمی مث من که یه لیست بلند بالا نوشته از خواسته هایی که تمومی ندارن، اینکه خودش درامد نداشته باشه عین خود عذاب کشیدنه. الان یه هارد میخوام، چراغ مطالعه، کلی کتاب درسی و غیر درسی، لباس حتی! و میدونم به مامان که بگم حل میکنه اما نمیتونم بگم! چرا؟

- ....

۲۷
آآآآبی
۲۶ دی ۱۶:۴۱
سلام. تو همون کانالی که بهتون آدرس شو دادم مترجم میخوان. گفتم شاید عضو کانال نباشید بهتون اطلاع بدم.
پاسخ :
سلام. ممنون که گفتین. عضو نیستم. اما پی ام دادم دوباره. ممنون بازم.
پسرک زیادی
۲۴ دی ۲۲:۰۴
اولش گفتم چقدر خصوصیات اخلاقی ایشون شبیه منه که تو پروفایل دیدم حقوقی هستین. 
گاهی این پول نگرفتن، از درک بالای فرده. گاهی هم صرفا خودآزاری! منم همینطوری بودم و هستم.


اولین دیدار از وبتون بود. خوشحالم از آشنایی تون 😉
پاسخ :
این بلایی بوده که از همون اول باهام بوده، اما احتمالا حقوقی بودن تشدیدش کرده!
تبریک میگم به شما! :)

منم خوشحالم.
آآآآبی
۲۱ دی ۲۲:۲۰
بذار یه ذره سرم خلوت شه، چنتا کانال خوب نیگردم میدا میکنم براتون
پاسخ :
مچکر میشم واقعا..
آآآآبی
۲۱ دی ۲۱:۳۴
خب حالا شما یکی دوبار دیگه هم بفرستین شاید سرشون شلوغه
پاسخ :
چمدونم والا..
آآآآبی
۲۱ دی ۲۰:۳۷
سلام خوبین؟ جوابتونو دادن؟
پاسخ :
نه سین کردن و هیچی نگفتن! =|
منم بیخیال شدم..
:)
۱۲ دی ۱۶:۵۱
سلام 
من خواننده ی خاموش وبت هستم الی خانم.
یه سوال دارم ازتون این که شمادیپلمتون تجربی هست وحقوق میخوانید اخه من شنیدم میشه بادیپلم تجربی حقوق خواند منظورم شرکت درازمون سراسری بادیپلم تجربی نیست 
خیلی ببخشید که پرسیدم 😔😔
پاسخ :
سلام. بله من دیپلمم تجربیه. تا اونجایی که میدونم میشه بدون کنکور و با یه سری شرایط حقوق خوند تو دانشگاه آزاد. اما آگاهی ندارم از شرایطش و اینکه چه جوریه اصن.
اما اینکه میتونین کنکور انسانی شرکت کنین و حقوق قبول شین، این بهتره از نظر من.
خواهش میکنم :)
جاوا
۱۲ دی ۱۵:۵۷
شما دانشجوی پزشکی هستی؟؟؟
پاسخ :
نه، حقوق.
فاطمه
۱۱ دی ۰۹:۳۹
من ترم دو که بودم تو فرجه و زمان امتحان دوازده تا کتاب خوندم همشونم گنده.هیچی نیفتادم معدلم خوب شد کلا ترکوندم همون موقع باید انصراف میدادم نمیذاشتم کار به اینجا بکشه :))) این ترم با وجود کتاب نخونده فیلم ندیده ها چشمک میزنن :دی 

تو این بخشم موافقم واقعا هیچ وقت نبوده بتونم پول بخوام.یعنی نداشته باشمم بابام بگه پول داری میگم اره :| یسری کارا بودن که میتونستم انجام بدم خودشون نذاشتن :| 
پاسخ :
دو ترم اول کلا خیلی باحالن! آدم درس میخونه کارای جانبی ام میکنه. اما امان از روزی که عادت میکنی به دانشجو بودن! :| فقط دلت میخواد کارای جانبی بکنی :دی

چه جالب منم هر وقت بخواد پول بده میگم دارم :دییی اما خب خودش میفهمه و میده! :)
آآآآبی
۱۰ دی ۲۲:۴۵
آره میدم.
پاسخ :
مچکرم.. بابت پی ام خصوصی نیز :)
آآآآبی
۱۰ دی ۲۲:۴۴
آره میدم. بذار چندتا کانال خوب پیداکنم براتون میفرستم. اما معمولا کم میدن. مثلا کلمه ای که باید 35 ترجمه شه اونا ممکنه به ازای هر کلمه 12 تومن بدن. 
پاسخ :
زیاد از نرخ و اینا خبر ندارم من :/
فعلا یه چندتا ترجمه کنم ببینم چی میشه. ممنون :)
آرزو ﴿ッ﴾
۱۰ دی ۲۱:۵۲
ببین الآن دیگه خودت به طور غیر مستقیم تشویقم کردی جواب بدم :دی :)
[قلب‌بک!] :) 
پاسخ :
من غش اصن *___*
[قلب بک بک]
[روبوسی ^_^]
آبان ...
۱۰ دی ۲۰:۰۴
برای منم مهم نیست 
اما همه چی دست خود ادم نیست 
یکی ارزوهام همیشه این بود که تو کافه کار کنم:)
پاسخ :
اوهوم درک میکنم. ممکنه بعضی نگاها اذیتت کنن و اینکه خونواده راضی نباشن.
من محیط کافه و شهر کتاب و کتابخونه اینا رو خیلی دوست دارم واسه کار :)
آآآآبی
۱۰ دی ۲۰:۰۲
چندتا کانال ترجمه میشناسم که ملت سفارش میدن و شما میتونی با ادمین هماهنگ کنی ترجمه بهتون بده که ناگفته نماند چون واسطه داره زیاد گیرتون نمیاد. 
اما خودم باتوجه به اینکه مترجمی میخونم و سر و کارم با ترجمه است خیلی ها به من مقاله میدن برای ترجمه خیلی ها رو وقت ندارم قبول نمیکنم خواستین میتونید رو کمکم حساب کنید. 
پاسخ :
واقعا؟ *_____*
میشه آیدی کانال رو بدین؟ خودتون ترجمه بدین که چه بهتر..
علاوه بر انگلیسی ترکی استانبولی رو کامل مسلطم. این زبون باشه نور علی نوره واسم. :))
اگه خواستین هماهنگ کنم باهاتون..
آبان ...
۱۰ دی ۱۹:۵۲
اخ اخ 
منم همچین حسی دارم 
پدرم همیشه پول میریزه برام اما خوب از یه جلیی به بعد واقعا دلم خواست که خودم پول دربیارم ..اونجوری که باید نشد ..کار خوب ..حتی یه روزی از سر ناراحتی خواستم برم تو زیراکسی دانشگاه کار کنم که خانواده نذاشت 
اما در که همیشه روی پاشنه نمی چرخه ..
توکل به خدا :)
پاسخ :
من واقعا واسم مهم نیس که مثلا تو کافه کار کنم تو دوران دانشجویی یا کتابخونه یا..
چون کار اصن خجالت کشیدن نداره :))
توکل بر خدا..
آآآآبی
۱۰ دی ۱۹:۰۱
اولا خدا پدرتو حفظ کنه. دوم اینکه خب قرار بود ترجمه کنی پول دربیاری شد؟
پاسخ :
مچکرم خدا خونواده شما رو هم حفظ کنه. تو سایتای مختلف گشتم فعلا چیزی پیدا نکردم. تازه فهمیدم پول دراوردن چقدر سخته! :/
آرزو ﴿ッ﴾
۱۰ دی ۰۱:۴۹
هشتگ به عمل آوردن مراتب سپاس و تشکر! :))
پاسخ :
هشتگ عاشق برگشتن و جواب دادنت به جواب نظرات قبلی ام :دی
[قلب]
آرزو ﴿ッ﴾
۱۰ دی ۰۱:۲۱
قالب رو! *_*
منم به امتحانا که نزدیک میشیم هی بیشتر کتاب غیر درسی می‌خونم! اصلا سرانه‌ی مطالعه‌م جهش داره در اون ایام :دی
پاسخ :
*.*
هشتگ درد مشترک اگین :-) هشتگ دانشجوی نمونه! :دی هشتگ خوش برگشتی به آغوش بلاگستان، نبودنتان احساس میشد :)
الناز
۰۸ دی ۲۳:۳۸
ممنونم عزیزم 
ی مدتی هست که تو کارشم 🙄❤⚘💪
پاسخ :
خدا قوت ؛)
الناز
۰۸ دی ۱۹:۳۱
الی جان عزیزم
منم مث توام . من نرفتم دانشگاه و پشت کنکور موندم و البته می خواستم که تلاش کنم اما به اندازه ی کافی هم هیچ وقت تلاش نکردم 
حالا می بینم که چقدر دلم می خواد دیگه خودم پول داشته باشم اصلا نمی تونم مث داداشم باشم 
احساس بدی بهم دست می ده 
با مامانم حرف زدم درباره ش. میگه آخه چرا اینجوری می کنی ما تا آخرش ازت حمایت می کنیم 
البته کلی هم فوش داد 😐 چون عصبانی شد که دغدغه ی اینجوری دارم . که بنا به اینکه خانواده اینجا نشسته از ذکر اونها می پرهیزیم 
موفق باشی خانم گل جان 
پاسخ :
هیچ وقت واسه تغییر و شروع دوباره دیر نیست.. حتی اگه دانشجو باشی.. زندگیه دیگه. خیلی سخته اتفاقا اراده آهنین میخواد، اما غیر ممکن نیس.
مطمئنم اگه از ته دل بخوای و شروع کنی همین الانشم میتونی به یه جای خوب برسی، به شرطی که بلند پروازی نکنی واسه ۱ شدن ؛)
شما هم موفق باشی الناز جان.
Pary darya
۰۸ دی ۱۸:۵۷
درامد((:
پاسخ :
آهان؛ تبریک میگم به خودمون پس! :)
Pary darya
۰۸ دی ۱۸:۳۳
((: خیلیا اینطورین پس
پاسخ :
سندرم نزدیکی امتحان و میل به تفریح یا سندرم درآمد؟ :)
Huma Saur
۰۸ دی ۱۱:۰۰
این پست رو از زبون من ننوشتی؟ :-)
پاسخ :
هشتگ درد مشترک :-)
میم _
۰۸ دی ۱۰:۴۶
من هم از وقتی فارغ التحصیل شدم واقعا دیگه روم ننیشه بهشون بگم بهم پول بدین
حاضرم بمیرم از گشنگی ولی پول نگیرم
+ ملت عشق خوب بود؟
پاسخ :
خوش به حالت باز خیلی کم مونده به دوران خودکفایی تو :))
+ملت عشق علاوه بر اینکه خودش خوبه و همه دوسش دارن اما ارتباط خیلی نزدیکی داشت با یه کسی که من دوسش دارم و اتفاقاتی که واسش افتاده و کلا زندگیش. خیلی عجیب بود واسم. کتاب که تموم شد تو شوک بودم! اما در مورد اون شخص همه اتفاقاتی که واسمون میوفته عجیبه، اینم نور علی نور شد! :دی
هوپ ...
۰۷ دی ۱۷:۴۳
من از وقتی اولین حقوق اینترنی رو گرفتم دیگه سختم بود پول بگیرم از بابام. درکت میکنم. ولی وقتی هنوز سرکار نرفتی و دانشجویی خجالت نداره.
پاسخ :
من همیشه سختم بوده! :| ینی مورد داشتیم بابا اول هفته یادش رفته بهم پول بده کل هفته رو ازش پول نخواستم آخر هفته یادش افتاده و پوکر فیس وار گفته خحالت بکش بچه :دی
اخلاق بدیه اما -_-
پرواز ...
۰۷ دی ۱۴:۰۵
خیلی این اخلاقت برام عجیبه الی که به خونواده ت نمیگی بهت پول بدن :)
من در هفته سه چهار باری به اهل منزل میگم =|
پاسخ :
نمیدونم چرا سختمه -_- چون دوس دارم خودم کار کنم و پول خودم باشه همه‌ش =/
تو مث داداش منی :دی
tiktik tiki
۰۷ دی ۱۳:۴۵
این روندطبیعیه منم همینجوریم الان:))))
پاسخ :
تبریک میگم بت! :دی
را مگا
۰۷ دی ۱۲:۵۶
این درس نخوندن تو امتحانا طبیعیهعه،عذاب وجدان نداشتع باش.
ساروو خیلی دوست بداریههه
پاسخ :
عذاب وجدان که ندارم؛ فقط حوصله شماها که اینجا رو میخونین سر خواهد رفت! :/
سارو کوچولو خیلی دوست داشتنی بود :)) خود فیلم نیز هم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان