دیالوگ ها 1

+ "وقتی که هیچ کس را نداشته باشی تا برایش یک فنجان چای درست کنی، وقتی که هیچ کس به تو احتیاجی نداشته باشد، آنجاست که زندگی دیگر به پایان رسیده است."

نقش چایی رو میبینی بالام؟! :)

- خب من کسی رو ندارم که واسش یک فنجان چای درست کنم! برم بمیرم پس :)

+ جمله بعدیش رو که داری! مگه نه؟

- کسی به من احتیاج نداره خب :|

+ یعنی بود و نبودتون واسه بقیه مهم نیست؟ -_-

- احتیاج داشتن فرق میکنه خب.

+ بودنتان احتیاج است. آدم باشیم! لااله‌الاالله...!

- :))))

بهونه‎س که شما برخورد کنی! آیکون الی خودشو لوس میکرد! :|

+ راحت شدین الان؟؟ :)

- نمیدونی که اصن! :)))

+ تبریک میگم...

- :قلب

.

+++ قراره پست نرگس رو ما هم تمرین کنیم. امروز حفظ میکنم:

در فکر چشم‌های تــو بود

به آینه نگاه کرد

خندیده بود،

یک ماضی بعید

که ممکن شده بود..

اردوان مفیدی

این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان