این هفته میبینیم: "واقعا دیگه انتظار این یکیو نداشتم!"

اول هر هفته از یه سایتی طالع‌بینی اون هفته رو میخونم. نه واسه اینکه بهش اعتقاد دارم، صرفا جنبه‌ی سرگرمی داره واسم. ینی اینجوری شروع شد و یه بار اتفاقی آخر هفته بود که فال اون هفته رو خوندم و در کمال تعجب دیدم همه چی اتفاق افتاده. هفته بعدم همینطور. همیشه آخر هفته‌ها میخوندم. تا اینکه کنجکاوی باعث شد این زمان تغییر پیدا کنه به اول هر هفته. این هفته دیدم واسه من نوشتن که شعار این هفته‌ت اینه: انتظار این یکی رو دیگه نداشتم! وقتی این جمله رو خوندم بی اختیار گفتم برو بابا چه اتفاقی میتونه بیفته. دانشگاه که فعلا تعطیله، تنها اکشن این هفته همین انتخاب واحدمه. تا اینکه دقیقا هم شنبه، هم یک‌شنبه و هم دوشنبه که امروز باشه این جمله رو گفتم! نه اینکه به خودم تلقین کرده باشم. معمولا حتی باور نمیکنم. اما الان دارم از ادامه‌ی این هفته میترسم! امروز یه ویروسی باعث شد به همه‌ی مخاطبای تلگرامم پیامی فرستاده بشه. از معلمای دوره‌ دبیرستان گرفته تا اساتیدی که هر ترم باهاشون درس دارم! از دوستایی که چند ساله باهاشون حرف نزدم اما شماره‌شون رو دارم تا آدمایی که نباید میدونستن شماره‌شونو دارم! =) بعضیا رو بلافاصله پاک کردم اما بقیه رو نمیشد کاریش کرد.. حس بدی دارم. هم نسبت به این اتفاق، هم این هفته، هم این ترم.. من معمولا آدم خوش‌بینی‌ام. اونایی که من رو از نزدیک میشناسن میدونن اگه بخوام میتونم توی ناراحت‌ترین حالت هم بخندم و بخندونم. اما الان میترسم. حتی اگه مسخره باشه. حتی اگه نتونم توضیح بدم. فقط میترسم..

این‌جا
دارم راه می‌افتم ببینم تهش، من رو این هوا تا کجا می‌بره..


قالب: عرفان