زندگی پیش‌ِ رو

چه چیزها که نمی‌نویسم

اینجا کسی است پنهان..

ویا تو فیلم wonder  من بودم و تا حالا چقدر حواسم نبود من چه جوری‌ام. گاهی وقتا اونقدر خودمو جای بقیه می‌ذارم که جای خودم یادم میره. اونقدر فکر می‌کنم که نکنه ناراحت شده باشه، نکنه حس بدی بهش دست بده با حرفا و رفتار من. بعضی وقتا به خودم میام می‌بینم لعنتی تو اون موقعیت اونی که باید ناراحت می‌شد من بودم و اونقدر حواسم به حس طرف مقابل بوده که حس خودمو یادم رفته. دوست داشتم یه مدت ننویسم؛ بدون هیچ دلیلی. دوست داشتم گم و گور بشم برم یه جایی که فقط خودم باشم، همه‌ش از تو بنویسم، همّه‌ش. بدون اینکه حوصله کسی سر بره. همه‌ش غر بزنم که لعنت به این روزها و دلتنگی و درس و .. نه که حالم بد باشه، اما به خلوت کردن نیاز دارم. کاش می‌شد یه کاری کرد چراغ این وبلاگ روشن نشه. من بنویسم و کسی نفهمه نوشتم. سرمو بکنم زیر برف و بگم آره کسی حواسش نیست. ویا تو فیلم wonder  من بودم. نمی‌دونی و منم به کسی نگفتم که خونواده منم عین خونواده ویا بودن همیشه. یه داداش که مثل بقیه نبود و منی که همیشه خودم حواسم به خودم بود. همیشه و همه جا خودم خودم رو از رو آسفالت جمع کردم. نشستم خودمو بغل کردم وقتی یه شب اندازه صد شب می‌گذشت. مامان همیشه می‌گه تو خیلی خشکی! احساست رو بروز نمی‌دی. دوستام همیشه می‌گن تو خیلی برونگرایی، راحت حرفتو می‌زنی. اما من فقط منم. مثل هزاران حسی که حد وسط ندارن. مثل همین ننوشتن تو این وبلاگ. ممکنه الان بگم دیگه نمی‌خوام کسی بخونه و برعکس، فردا دلم بخواد همزمان پنج‌تا پست بذارم. راستی بهت گفته بودم امروز استاد نون گفت خانومِ دال، ورقه شما هم خیلی خوب بود؟ همون دو تا سوال و پرونده یادته؟ پارسال این موقع رو یادته که چقـــدر غم عالم رو دلم بود و الان حق به حق دار رسید انگار. اما حیف که حقوق رو دوست ندارم. چقدر ذهنم پره از افکار مختلف و من فُرمت لازمم. صبح ساعت 4 پست سیاسی می‌ذاره، اینو کجای دلم بذارم؟ یا اینکه تو این بارون ساعت 7 و نیم از دانشگاه رسیدم خونه و فردا 7 صبح باید برم رو کجای دلم جا بدم؟ چقدر همه‌چی درهمه.. اما می‌فرماد:

You only get one shot,
do not miss your chance to blow
Cause opportunity comes once in a lifetime
You can do anything you set your mind to, man

Eminem-lose yourself 

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان