و یک شش اسفند معمولی‌تر

۷ونیم از دانشگاه رسیدم. قبل‌ترش با استاد نون آ.د.ک* داشتیم. تدریس استاد نون این درس رو قابل تحمل‌تر ‌می‌کنه. واسمون تعریف می‌کنه که توی اروپا و آمریکا صندلی‌های کلاسای حقوق به صورت u شکل چیده‌ شدن؛ تا همه همدیگه رو ببینن و بتونن بحث کنن. هرچی بیشتر در مورد بقیه‌ی جاها می‌شنوم اینجا غیرقابل تحمل‌تر می‌شه واسم. قبل‌ترش با میم و ف رفتیم بیرون. چقدر به ویترینا و خرید عید علاقه دارن و چقدر من دورم از این جَو. چیزکیک شکلاتی خوردیم. به نظرم خیلی نامردیه که یه لیوان آب نذاشته‌بودن بغل چیزکیکا. رسیدم و شام خوردم و فقط خدا می‌دونه که چقدر خسته‌م و باید درس بخونم. فردا صبح باید بازم برم دانشگاه و بعدش بازم درس بخونم. ۳شنبه هم از کله‌سحر کلاس دارم پشت‌ سر هم تا همین ۷ عصر. قراره این ترم و این ۴ ماه اندازه ۴ سال بگذره واسم. استوری گذاشتم که فکر و ذهنت هرجاست، توام اونجایی؟ می‌گه فکر و ذهن هرجاست، الی هم همونجاست. بهش گفتم نه، فکرم یه جای دیگه‌ست و خودم اینجا.. می‌گه مهم همون فکره به نظرم. فکر هرجاست، توام متعلق به همونجایی. واسش فرستادم: 

وقتی زیاد به رفتن فکر می‌کنی، سفر را آغاز کرده‌ای..
خود به خود از جایی که هستی
فاصله گرفته‌ای.

لایک می‌کنه و می‌گه الی را قدر بدانیم. چقدر تازگیا نمی‌فهمم چی می‌گه. فقط دلتنگم و این دلتنگی نمی‌ذاره بفهمم چی به چیه حقیقتاً.. دیروز که روز مهندس بود واسه دایی و همسرش کیک درست کردم. فکر می‌کنم از ژن خوب فقط همین ژن آشپزیش به ما رسیده. جای شما خالی، مرزهای تزئین رو یک تنه جابه‌جا کرده بودم با خامه و شکلات. همه جای کیک پر بود از عدد پی و E=mc به توان دو. راستی آفتابگردون بهم گفت کم می‌نویسی تازگیا! می‌خوام بگم با من از این شوخیا نکنین؛ یهو دیدین هر دو ساعت یه بار پست گذاشتم و .. :)

*ینی آیین دادرسی کیفری. چون خیلی می‌خوام بنویسم در موردش؛ فعلا همین مخفف رو داشته باشید.

آآآبی
۱۳ تیر ۲۱:۵۴
سلام گل دختر 
خوبی؟
میتونم چنتا سئوال در مورد مسائل حقوقی ازتون بپرسم؟
پاسخ :
سلام ممنون.
بله بپرسین اگه بلد بودم جواب می‌دم.
الف سین
۰۹ اسفند ۱۸:۳۲
اون پست خدافظیه نشون داد نظراتو اگه واکنم به فنا میرم :))
چشم. نظراتم باز میکنم :)
ولی واسه ادامه دادن قول نمی دم. بستگی داره به نظرات :)))
پاسخ :
نظرات رو نخونده بودم.
من مچکرم بسی بسیییی :دی
چه مدل نظری میخواین واسه ادامه دادن؟ من به بچه‌ها بگم بریزیم از اون نظرا بذاریم واستون :)
الف سین
۰۹ اسفند ۱۷:۴۲
خوبه لایف اِ هِد؟
راضی ای ازم؟ :)
پاسخ :
قسمت نظراتم که میبندین آدم فک میکنه زود باید بخونه در بره =))
مچکرم :))
همینجوری ادامه بدین فقط ؛)
آفتابگردون ...
۰۸ اسفند ۱۹:۱۸
دلمان خواست! عکس کیک پلیز!😆
لعنتی فکر ادم دقیقا مثل کفتر میمونه میره همونجا که نباید... 
وقتی علم به حدی رسید که دلتنگی رو کنترل کنه اون وقت میشه گفت ما پیشرفت کردیم!

باز تاکید میکنیم از همین تریبون! تعداد پست های بی بهانه اینجا کاهش یافته است فکری بفرمایید رفیق جان... البته اگه قبول نکنی آمپول هوا هم داریما! یعنی فک نکنی ما بی منطقیم و فقط یک گذینه واست گذاشتیم 😎

پاسخ :
ان‌شاءالله وقت بشه پست بذارم، عکس کیکم میذارم :)
واقعااا. کاش میشد هرجا که فکر میره ما هم بریم.

آقا من چیز خوردم اصن :))) چشم چشم.. فکری به تعداد پست‌ها خواهیم کرد رفیق جان :)
الف سین
۰۸ اسفند ۱۸:۱۸
باشه چشم. می نویسم. ولی بچه های دانشگاه نوشته هامو به روم میارن... آبروم میره ها... :)
پاسخ :
آدرس رو عوض کنین.. بعد اینکه نهایتا نوشته‌های شما باعث افزایش محبتشون نسبت به شما میشه، نه رفتن آبروتون :)
بیداد درویش
۰۸ اسفند ۱۲:۵۱
هیچ روزی معمولی نیست
u چه باحال حتی همه رشته ها میتونست اینجوری چیده بشن
پاسخ :
معمولی بودن یا نبودنش دست خودمونه. :)
آره منم خیلی دوسش داشتم. کاش برا ما هم بود :(
الف سین
۰۷ اسفند ۱۳:۱۹
واسه م تلگرام کرده:
- ولی الان فهمیدم که نه تنها نمی‌شناسیم، نمی‌شناختیم حتی! :))))
کجاش کپی منه مرد مومن؟ :)))
- چطور مگه؟
- کپی نیست دیگه 🤔 شبیه هم نیست خیلی حتی به نظرم :/
- چرا دیگه. به علیرضای آب، نان، آواز شبیهه خیلی 😬
- نچ 🤔
- ولی منو یاد تو میندازه. وقتایی که تلاشی نمیکنی ببینیم یا تلاشی نمیکنی نبینیم... و منم کلا تلاشی نمیکنم... تنها تلاشم اینه که میرم میخونمش و یاد خوبیات میفتم
- خب پس زیاد بخونش :)) ولی نکته‌ی جالبش برام این بود که از دید تو، خیلی فرق دارم با خودم از دید خودم :))
پاسخ :
:)))))
حدس میزدماا :) شایدم شما دوس داشتین فک کنین ما شبیهیم. شایدم در کل شبیه باشیم. شایدم ایشون یکی دوتا پست خوندن و نمیدونن. منم نمیدونم راستش :دی
اما اونجایی که گفتین تلاشی نمیکنی ببینیم یا تلاشی نمیکنی نبینیم، اگه ایشون اینجوریه پس تو این مورد شبیهیم. :)) چون این روزا با زندگی و آدمای صمیمی اطرافم اینجوری‌ام.
اینم یادم رفته بود بگم که حس خوبیه که یه نفرو یاد خوبیای یه نفر دیگه بندازی.
و اینکه هم رفاقتتون و هم همین مکالمه خیلی جالبه واسم :) بعد اگه بیان و بنویسن تو وبلاگشون، ما هم ممنون میشیم. البته خود شمام همینطور =| خاک نشسته رو وبلاگتون اصن.
+الان ک جوابم به کامنت شما رو میخونم میبینم چقدر بی سروته نوشتم. یه خورده گیج میزنم، ببخشید شما :)
life around me
۰۷ اسفند ۱۱:۰۳
روزت مبارک حقوق خوان و حقوق دان و وکیل بعد از این:)
پاسخ :
:ذوق :)))
مرسی گلسای عزیز :*
مترسک ‌‌
۰۷ اسفند ۰۶:۰۷
آدک، آدم، ق‌ج، ق‌م و... پوف! یادش بخیر! قشنگ پرتم کردی وسط همه خاطرات دوران قشنگ دانشجویی‌ام...
پاسخ :
:)))
خوش به حال شما که تموم شد رفت :) ما ک فعلا هستیم.. -_-
صبا
۰۶ اسفند ۲۳:۲۰
بنویس 
اتفاقا من چند تا سریال میبینم درباره وکلاست اینقدر قشنگ هی میگم خوش به حالشون چرا ما جاشون نیستیم چه شغلی دارن چقدر همشون باهوشن 
پاسخ :
:)))
تو سریالا همه چی گل و بلبله کلا. گریز آناتومی‌ام پزشکی رو جذاب‌تر از اونی ک هس جلوه می‌ده. اما حقیقت چیز دیگریست :) کلی وکیل بی‌کارم داریم. کلی وکیلم داریم ک سرشون کلاه گذاشتن و زدن به چاک. وکیلای تازه وارد البته‌ کلی وکیل باحال با درآمد میلیاردی هم داریم مث همه مشاغل. امروزم ک روز وکیله ظاهرا. اما من هیچ علاقه‌ای ندارم بش :) اما در کل شغل جذاب و البته سختیه.
پرواز ...
۰۶ اسفند ۲۱:۳۵
امروز من حالتو پرسیدم یهویی و قاعدتا نباید یک 6 اسفند معمولی میبود 😒😒😂😂
پاسخ :
دیگه بعد از پی‌ام شما روزم معمولی شد و انتظارات رو براورده نکرد :) بس که شما اول صبحی با احوال‌پرسیت سقف انتظارات رو بردی گذاشتی تو هفت آسمون :)))))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان