بیست‌ودو + 1

از این حرفایی که آدم نزدیک تولدش می‌شینه و دو دوتا چارتا می‌کنه و می‌نویسه، نوشته‌بودم؛ دو روز پیش. نوشته‌بودم چقدر هیچی ندارم از این زندگی. اما تولدم سه روز طول کشید، با سه‌تا جمع مختلف. و دریافت تبریک از طرف آدمایی که اصلا ازشون انتظار نداشتم. امروز خواستم بیام و بنویسم خدایا غلط کردم. من خیلی چیزا از این زندگی داشتم و دارم، اما نمی‌دونستم. و اما حالا، هم به مناسبت تولدم که دیروز بود و هم به دلیل آخرین پست ماقبلِ غیبت صغری، می‌خوایم صندلی داغ برگزار کنیم. کسی من رو دعوت نکرده، بلاگر گم‌نامی‌ام چون‌که :) تیک خصوصی و یا ناشناس رو هم می‌تونین بزنین.

آآآبی
۰۷ خرداد ۲۲:۳۸
سلام
امیدوارم که حالتون خوب و دلتون خوش باش.
کاش قسمت نظرات رو باز میذاشتین
همچنان میخونیمتون

پاسخ :
سلام. مچکرم خیلی و ایشالا حال شما هم خوب باشه.
نظرات فقط ابراز تاسف میشد. نمیدونستم چی جواب بدم. بعد از این سعی میکنم باز بذارمش.
ممنون از شما خواننده با وفا :)
مارکر زرد
۱۳ ارديبهشت ۲۱:۵۹
حتما:)
پاسخ :
مچکرم :)
مارکر زرد
۱۳ ارديبهشت ۱۷:۳۵
سلام
بستمش راستش. فعلا وبمو اپ میکنم. ولی اگه قرار باشه لینکی باشه حتما همونیه که پست اول وبمه
@Aul0s ولی خب الان نیست.
منتها انقده ذوق زده شدم کامنتتونو دیدم^_^
پاسخ :
سلام :))
راستش من قبلن بودم بعدش انگار پرایوت شد دیگه گمت کردم. پس اگه قرار شد بنویسی یه خبری بده تو وبلاگت لطفا :)
خوشحال شدم آقا منم از ذوقت *_*
گوشنا صبور
۰۱ ارديبهشت ۲۲:۰۰
ای کاش یک حقوقدان از دل شکسته مردانی که فریب دختران و یا زنان دخترنما رو خوردند هم حرف می زد و دفاع می کرد...نوشتن یک عشق است چون نوشتن ، با ابزاری است که خداوند بهش قسم می خوره.
می نویسیم تا حداقل گوش شنوایی برای نجواها و حدیث نفس خود باشیم
لذت بردم از مرور محتوای وبتان
اگر دوست داشتید این وب نویس کهنه کار را با سابقه 13ساله وبلاگ نویسی دنبال کنید و دلگرمی دهید؛ حداقل برای زنده نگه داشتن همین زبان فارسی
پاسخ :
اول اینکه من فقط حقوق‌خوانم، چیز زیادی هم از حقوق نمی‌دونم فعلا. بعد اینکه به حد کافی به زن‌ها ظلم شده و از ابتدایی‌ترین حقوقشون هم گاهی وقتا دور موندن، جایی واسه دفاع از مردان دل شکسته نمی‌مونه حقیقتا، شاید تاوان دل‌هاییه که شکوندن، نمی‌دونم. اما چه مرد و چه زن، به هر حال خدا جای حق نشسته.
مچکرم.
ان‌شاءالله فرصتی باشه سر می‌زنم.
Pary darya
۳۱ فروردين ۱۷:۰۸
تولدت مبارک الی دوست داشتنی (*
((: سوالی نیس شد میام میپرسم ازت
پاسخ :
ممنون پری عزیزممم *_*
باشه! :)
آرزو ﴿ッ﴾
۲۹ فروردين ۲۱:۲۰
منظورم از جبر و اختیار در معنای گسترده‌تر بود. به طور کلی به عنوان انسان اختیار رو حس کردی؟ یا به جبر اعتقاد داری و این‌که سرنوشت ما از قبل نوشته شده و به قول حافظ ما فقط آنچه که استاد ازل گفت بگو می‌گویـ(ـیـ)ـم؟
ممنون از جوابت :)

پاسخ :
آهان.. تو این مورد منم با شمس موافقم که گفته:
قاعده بیست‌ونهم:
تقدیر، به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعریف شده. به همین سبب این‌که انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم، تقدیرم این بوده، نشانه جهالت است. تقدیر همه‌ی راه نیست،‌ فقط تا سر دوراهی‌هاست. گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش‌ها و راه‌های فرعی در دست مسافر است. پس نه بر زندگی‌ات حاکمی و نه محکوم آنی.
به نظرم اگه قراره اتفاقی بیفته حتما میفته (۵۰ درصدش که دست ما نیس) و نحوه برخورد با اون اتفاق و اینکه افسارش رو کجا بکشیم و چیکار کنیم دست ما عه (۵۰ درصد بعدی)
:))
آآآبی
۲۹ فروردين ۱۳:۳۴
سلام تولدتون مبارک
پاسخ :
سلام و ممنون :)
بانوچـ ـه
۲۹ فروردين ۱۲:۲۱
فرصت نشد بقیه کامنت‌ها رو بخونم، پس پیشاپیش اگر سوال تکراری پرسیدم پوزش می‌طلبم.
اول اینکه تولدت مبارک
قلمت رو خیلی دوست دارم و همیشه میخونمت.

1. کدوم شهری.
2. چند تا وبلاگ خوب معرفی کن
پاسخ :
ممنون خیلی بانوچه عزیزم، لطف داری به من و منم همیشه وبلاگت رو می‌خونم.

۱. شهرم رو خصوصی بذار بهت بگم. :)
۲. http://doctorkhatereh.blogsky.com/ وبلاگ و قلمشون یه طنز خاصی داره براهمون دنبال می‌کنم.
http://agent-cell.blogsky.com/ سبک نوشتن خودشون رو دارن براهمون نوشته‌هاشونو دنبال می‌کنم.
http://horuf.blogfa.com/ ایشون حیف که دیر به دیر می‌نویسن.
http://cafe-tanhaee.blog.ir/
http://angoor.blog.ir/

:: فروردین ::
۲۸ فروردين ۲۱:۲۹
تولدتو تبریک عرض الیرم ! :))))
پاسخ :
منم چوخ تشکر الیرم :**
آرزو ﴿ッ﴾
۲۸ فروردين ۲۰:۵۷
اول این‌که چون شما بسیار خوش‌سلیقه تشریف دارین، دو تا آهنگ معرفی کنین برای پیاده‌روی‌های تنهایی روزای ابری! :)
دوم این‌که تو زندگی، بیشتر جبر رو حس کردی یا اختیار؟ 
و سوم گلِ مورد علاقه‌ت؟

پاسخ :
اول این‌که من همیشه شرمنده می‌شم از لطف بی‌نهایتت، آهنگم چون اسمشونو نمی‌‌دونم تلگرام می‌فرستم واست :)
دوم این‌که می‌شه گفت ۵۰، ۵۰. مامانم هیچ وقت اختیار کامل نداده تو هیچ موضوعی به من! :) حتی کفش می‌خوام بخرم مامانم تاییدش نکنه نمی‌خرم. نه که چیز بدی باشه اما این‌جوری عادت کردم. دوست‌داشتم ۷۰، ۳۰ باشه مثلا.
و سوم یه گلی هس نمی‌دونم اسمش یاسمنه یا چیه. یاسی رنگن و شکوفه‌های ریزریزن و درخت دارن و به شددددت خوش بو ان. عاشق اونم.
tahi :D
۲۸ فروردين ۱۹:۴۹
خیلی خیلی خیلی مبارک ^_________^
مهربون خانم سال های پیش رو قشنگ و جذاب و لذت بخش باشن برات و همراه با بزرگ شدن دیر پیر شی و دلت همیشه شاد و خوشحال!^^
با صندلی داغ زیاد حال نمیکنم ازت سوالی نمیپرسم فقط بازم ارزوهای قشنگ دارم برات
پاسخ :
خیلی خیلی خیلی مچکر و مخلصم *_*
ممنونم از همممه آرزوهای قشنگت و مث همیشه می‌گم ان‌شاءالله صد برابر بهترش ولسه خودت تهی عزیزم :**

ناشناس
۲۸ فروردين ۱۵:۵۷
سلام :)
دوباره تولدت مبارک =)

01. غیبت صغری؟ :|:| 
02. چرا دکتر اینقدر پیتزا سبزیجات دوس داره؟
03. چرا نامجو انقدر قشنگه؟
04. چرا شهریه دانشگاه آزاد گرونه؟ :|
05. چرا گواهینامه نداری؟ (یا داری؟ نمیدونم:|)
06. واسه دانشگاه چجوری میشه رفت؟ ایستگاه اتوبوس داره؟ 
07. (بغل وبلاگ) ممکنه ممکنه، مطمئن باش :))))))))))))))))))))
08. لازمه بگم منم شرمنده‌م و نیومدم وبلاگ تا تاریخ تولدت رو ببینم و دیقه اول تولد بگیریم یا خودت میدونی؟ =[
09. خوب هستن؟ :)))))))
10. چرا سوال طرح کردن انقدر سخته؟ :|:|
11. به نظرت فیلم‌های اقتباسی رو اول کتابش رو بخونیم بعد فیلم، یا اول فیلم بعد کتاب؟
12. ساعت چند به دنیا اومدی؟ :|
13. کافه رو کِی میزنین؟
14. غذا هم سرو میکنین؟ :|
15. به جان خودم نیم ساعته هی دارم فک میکنم که چی بپرسم :|
16. فک کنم دیگه بسه :|
17. راحت باش عاا، جواب ندادی هم ندادی صندلی خیلی هم داغ نیست :)
18. تا درودی دیگر، بدرود :)
19. خودافیظ.
20. باید رُند میشد! :)
پاسخ :
علی =)))))
سلام و مچکرررم دوباره!

۱. یکمم درس بخونیم و به زندگیمون برسیم بد نیس!
۲. درکش نمی‌کنم. نمی‌کنم. نمی‌کنم!
۳. چون منحصر به فردها همیشه قشنگن، چون کمن، تکن، خاصن!
۴. اسمش روشه دیگه آزاد! تکون می‌خوری می‌گن پول بده. البته بین‌الملل ۱۰ برابر گرون‌تره :)
۵. ندارم. چون مامانم همیشه ماشین دستش بوده و خیلی ترسوعه و ماشین دست من نمی‌ده. این تابستون می‌خوام بگیرم.
۶. آره ایستگاه داره. البته چندتا مسیر باید عوض کنی نسبت به لوکیشن خونتون.
۷. حالا منظورم اون نبود که =))))
۸. می‌دونم استاد. اصن مطرح نیس تایمش. عای نو :)
۹. سلام می‌رسونن =)) البته اگه می‌شناختن حتما می‌رسوندن! خیلی مهربون‌تر و با معرفت‌تر از منن :)
۱۰. حالا چه اصراریه استاد :دی شما که همه چیو منو می‌دونی :)
۱۱. قطعا اول کتاب. ایشان هم میفرمان که چون فیلم آدم رو محدود می‌کنه به اون چیزی که می‌بینه پس بهتره اول کتاب خونده بشه تا خودت یه چیزایی رو تصور کنی، نا محدود و با قوه تخیل خودت. بعدش فیلم :)
۱۲. من یک و نیم ظهر به دنیا اومدم!
۱۳. بذار بریم تهران! تنهایی که نمی‌شه :)))))
۱۴. غذا رو نمی‌دونم اما پیتزا آره حتما! :دی  راستی یکی هم ماکارونی! چون شدیدا دوست داره :|
۱۵. به جان تو این همه راضی به زحمت نبودم :دی
۱۶. منت بر سر ما نهادین :)
۱۷. نه استاد چرا جواب ندم ؛)
۱۸. تا درودی دیگر به درود.
۱۹. سلام یتیر :دی
۲۰. من مچکرم جداً! او دا بونی دییر :)))
+ و تبریک عرض الیرم ۴۰اُمین نظر :)
آبان ...
۲۸ فروردين ۱۳:۵۲
خب من سوالی ندارم 
اما تولدت مبارکا :)ماچ 
پاسخ :
فدای شما آبان جانم :*
___ سلوچ
۲۸ فروردين ۱۰:۳۶
چقدر کامنت گرفتی :)))
تولدت که مبارک باشه اولا
سلام مارو به داداشت برسون نمیدونم چرا یادش میفتم گاهی پستات رو که میخونم
سوالی هم نیست :)
پاسخ :
آره فکر نمی‌کردم استقبال بشه این همه :))
مرسی مرسی.
:دی :دی بخاطر آرشیومه دیگه، خوندی و هم سوالی نمونده هم به یاد داداشم میفتی :دی
را مگا
۲۸ فروردين ۱۰:۰۸
مبارک مبارررررک تولدت مبارک 😻😻😻😻

پاسخ :
بیام شمعا رو فوت کنم؟ 🙈💜😂
مچکرم رامگای مهربون :)
میم _
۲۸ فروردين ۰۹:۴۷
تولدت کلی کلی مبارک *_________*
چه خوبه دوستا و اطرافیانت اینقده خوبن ^_^
سوالام اینه
به دختر حس داشتی؟
به خدا اعتقاد داری؟
هدفت واسه سال جدید چیه؟
پاسخ :
خیلی مرسی مینای عزیزم :*
:))))
سوالا رو تو کامنتای پستت دیدم انگار قبلا :دی
نه نداشتم.
آره دارم. به نظرم حتی اگه همین‌جوری ولمون می‌کردن رو زمین، آدمیزاد بازم واسه خودش یه خدایی متصور می‌شد.
جواب توعه: خود سازی به معنای واااقعی کلمه :)
ح. شریفی
۲۸ فروردين ۰۹:۳۴
مبارک ها باشه :)
سوالات رو نخوندم :)
نظرتون در رابطه با کشور های همسایه؟
همین :)
پاسخ :
مچکرم :)
کشورهای همسایه؟ نظر خاصی ندارم. من غیر سیاسی‌ترین دانشجوی حقوقم :دی اما حال و هوای آذربایجان رو دوس دارم.
♫ شباهنگ
۲۸ فروردين ۰۷:۰۵
تولدت مبارک :)

سوال اول: چرا اصطلاحات رشته‌تون انقدر سخته آخه
سوال دوم: وبلاگ‌نویسی رو از چه سنی شروع کردی؟
سوال سه: یه چند تا از وبلاگ‌هایی که می‌خونی و براشون کامنت می‌ذاری رو نام ببر
پاسخ :
ممنونم شباهنگ عزیز :)

۱. اگه متوجه شدی چرا، به منم بگو :| ترم ۱، بارها سر کلاس موقع خوندن قانون سوتی دادم! اما خب استادمون می‌گفت اصلا محاله حقوقی باشی و سوتی ندی :)
۲. دیر شروع کردم، ۱۷، ۱۸ سالگی.
۳. لافکادیو، بهار خواب، گوشواره‌های گیلاس، وبلاگ خودت، هبوط، آقای مربع، وبلاگ هولدن، نیکولای آبی و ..
الف سین
۲۸ فروردين ۰۲:۱۴
آهان... این شد نظر! :)

+ لابد فهمیدن که همسر هم جزء شرایط بورسه. احتمالا می خوان به این بهونه یه دختر ایرانی ام بیاد اون طرف و شرایط مفت و مجانی بورس حیف نشه :))) شایدم نگرانن که اونجا یکی از بلوندای چشم آبیِ رمانای خارجی جای چشم و ابرو مشکیای اشعار حافظو برام بگیره :)))
از بچگی (مجازی و حقیقی) دیوار کوتاهتر از من نبود :دی

+ خب دیگه بیش از این صندلی داغو به فنا نمی دم. هر جا هستین انشالا که موفق باشین. یه موفقیتی که به عاقبت بخیری ختم بشه :)
پاسخ :
پاس میشم پس :)

+مردم موضوع واسه نگرانی ندارن پس! حالا بلوند چشم آبی یا چشم و ابرو مشکی، چی تو کیسه اونا میره؟
شما دیوار ندارین اصن :دی

+مچکرم از حضور سبزتون! :) ان‌شاءالله و صدبرابر بهترش واسه خودتون.
الف سین
۲۸ فروردين ۰۱:۵۲
منو که دهخدا می خواست به عنوان متضاد نگرانی توی لغتنامه ش معرفی کنه :دی کلا نگرانِ نگرانی من نباشین. از معدود آدمایی ام که از همه چی لذت می برم :))
فقط اتفاقایی که سرِ رفتن و نرفتن داره برام میفته خیلی جالب و هیجان انگیزه. و البته نظراتی که گاهی بچه های بلاگ تک و توک برام می ذارن :)
مثلا همین فیش نگار خودمون که تا پارسال توی بیوش نوشته بود علاقه ای به حقیقی کردن روابط مجازیم ندارم، توصیه م کرد به زن گرفتن قبل از رفتن و بعدش خیلی جدی اومد زنم بده. چقد یه بلاگر می تونه اینقدر دوستانه نگران یه بلاگر دیگه باشه؟! و چقد تلاش می کنه به سبک خودش کمکش کنه... 
حالا تَکرار می کنم: غیر از خیر و صلاح و اتفاقاتی که قراره بیفته و فارغ از نظرات ماها میفته، نظر واقعیتون چیه؟ [عرصه را بر نشیننده ی بر صندلی داغ تنگ می کند]
پاسخ :
:)))))))
ینی بگم؟ :دی
نظر واقعیم اینه که دراماتیزه‌ش نکنین خب! استاد این همممه آدم می‌خوان برن بعد شما ناراضی‌این از رفتن و سوئد و شرایطی که اونجا هست؟ اول بگم که من بین اون همه آدم نیستم، رفتن هم به خودی خود اتفاق دلگیریه اما بعضی وقتا واقعا درکتون نمیکنم :) یه فرصته، چالشه نمیدونم هر چیزی که اسمشو بذارین. اما بد نیست، قطعا نیست به نظر من. خودمونی‌تر بخوام بگم برین حالشو ببرین :دی بعدش برمیگردین و بیشتر حالشو میبرین.
+چه همه (مجازی و واقعی) گیر دادن به زن گرفتن شما :)
الف سین
۲۸ فروردين ۰۱:۳۷
خب پس حالا که انشالا دارین میرین، خوبه منم برای اولین بار زیر پست صندلی داغ شما بگم که انشالا دارم کارامو می کنم برم سوئد. یه جایی به اسم Royal institute of technology

+ سؤال صندلی داغیمم اینه که از همین فاصله دور و با همین سطح محدود شناخت، نظرتون چیه در مورد رفتنم؟ :)

پاسخ :
چراغونی کنیم بیان رو؟ :)))  اینو که نوشتم یه صحنه‌ای اومد جلو چشمم. شبه، ساعت ۸ اینا، از این خونه‌های قدیمی با حیاط بزرگ و یه خوض آب وسطش، رو در ورودی حیاط ازین چراغای رنگی زدن که قدیما تو عروسیا میزدن. کلی مهمون هست و غذا و سوپ و اینا رو یه گوشه حیاط بار گذاشتن رو آتیش :) همه هستن و مهمونیه به مناسبت رفتن بچه عزیز خونه. دلم خواست اصن :دی
ان‌شاءالله که خیره رفتنتون.
+نظر من، اگه قراره اتفاقی بیفته، خب میفته. پس به جای دل‌نگرانی باید قدرشو دونست. حتما خیر و صلاح تو رفتنه. شاید تو موندگار شدن، شاید تو برگشتن. نمیدونم، نمیدونین! پس لذت ببرین از موقعیتی که شاید آرزوی خیلیاس هرچند اگه آرزوی خودتون نباشه.
+راستی نمیشناسم اونجا رو. باید برم سرچ کنم :))
รђคђt๏t :)
۲۸ فروردين ۰۱:۳۳
خب خداروشکر یکم امیدوار شدم به خودم !
چون منم دقیقا احساس خیلی عالی به گذشته ام ندارم :') فقط شاید یه مدت کوتاهی از گذشته حس خوبی داشته باشم ...ولی میخوام جبرانش کنم . میخوام یه جورایی از نو بسازمش :)
اما در مورد اون یکی سوال حق و حقوق و اینا عاقا منم دقیقا اینجوری ام :| البته من بیشتر رو همجنسای خودم این حس رو دارم و سر این قضیه هم دارم کم کم تو دانشگاه اذیت میشم
مثلا میبینم حق دخترا داره خورده میشه یا مثلا دارن به ما توهین میکنن نمیتونم سکوت کنم بعد میبینم بقیه نه تنها واسشون مهم نیس بلکه ! یه سریا میخندن وحتی تر  از اون شخص دفاع میکنن !!!
 : آیکون گشاد شدن چشم !  تا حدی که جا داره !!! :/
پاسخ :
آره این حس رو اکثرا همه دارن. سخت نگیر به هر حال. فک کن گذشته مریضیه که ازش قطع امید کردی، آینده هم مریضیه که هنوز بیماریشو تشخیص ندادی، اما حال ممکنه کد ۹۹ بخوره، پس احیاش کن و بساز که هم گذشته‌ت بهتر میشه وقتی برگردی و نگا کنی و هم آینده تضمین میشه :)
+به همدم ماه گفتم درگیر حاشیه نشو. به توام میگم. به خودمم میگم. درسته سخته سکوت کردن و اینو خوب میدونم اما ارزش ندارن. واقعا ندارن. پس راه خودتو برو :)
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۱:۲۹
خودت باشی این بهونه رو قبول میکنی ؟ :) پس چرا من همیشه میام ؟
پاسخ :
من باشم مهم نیس واسم الیِ لایف اهد منو بخونه یا نه! کیه مگه اصن :دی
تا اونجایی که میبینم این‌ور و اون‌ور شما بلاگر فعالی هستین. من نیستم متاسفانه.
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۱:۲۶
تا حالا تو عمرت چن بار به وبلاگ قدح سر زدی ؟
پاسخ :
من شرمندتونم ولی فقط یکی دو بار. چون حجم وبلاگایی که دوس دارم بخونم زیادن و نمیرسم همونارم بخونم گاها.
الف سین
۲۸ فروردين ۰۱:۲۴
من غیر مرخصی زایمان هیچ دلیل دیگه ای برای غیبت بیش از سه جلسه نمی پذیرم. برو درستو حذف کن خانوم! :)
پاسخ :
پس من میرم با رئیس دانشکده حرف میزنم!
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۱:۱۹
بلاگر برتر شدی ؟ مبارکه ...:)
پاسخ :
آره انگار.. مرسی بازم :)
هوپ ...
۲۸ فروردين ۰۱:۱۷
از اتفاق تا دیدم اسامی وبلاگهای برتر رو یاد پارسال افتادم که اولین نفر تو بهم گفتی. مرسی عزیزم
تو هم جزو برترین ها شدی که. تبریک به خودت :-*

بله به شدت تابلویی الان. بعد چون یه بار ازت پرسیده بودم و رد کرده بودی، هعی میگفتم نه این مخاطب خاص نیست. نه نیست! ولی دیگه یه سری پستات جدا مال مخاطب خاصه :-)))
مانا باشین با مخاطب جان و شاد :-)
پاسخ :
دقیقا منم یاد اون موقع افتادم :))) مرسی مرسی :*

خجالت کشیدم الان خیلی زیاد 🙈🙈🙈
مچکرم هوپ جان عزیزم. دست راستم رو سر شما :دی
รђคђt๏t :)
۲۸ فروردين ۰۱:۱۶
۵) اگر بخوای یه کتاب یا فیلمی بهمون پیشنهاد بدی که تاثیر زیادی روت گذاشته و باعث یه نوع تغییر و تحول درونت یا دیدگاهت نسبت به یه مسئله شده باشه چی پیشنهاد میدی ؟
۶) اگر ببینی یه جایی داره حق خانوما و دخترا زیر سوال میره و یه جورایی داره توهین میشه به حق و حقوق خودت یا بقیه دخترا ، چکار میکنی ؟ ترجیح میدی اهمیت ندی و از کنارش بگذری یا  دفاع کنی و بحث و ... ؟
و آخرین سوال عایا میدانستی برای من به مثل ِ یک خواهر بزرگتر میمانی ؟ ^___^
همون قدر باحال و پایه و البته راهنما در مواقع لازم :**
خلاصه که همیشه همینطوری بمون ^___^❤💜❤

پاسخ :
۵. قطعا واسه هر کسی خیییلی متفاوته. چیزی که باعث تحول تو من بشه شاید اصلا کوچکترین تاثیری رو تو نداشته باشه.  کتاب شاید ملت عشق که به درد همه میخوره. و اینکه من خیلی مبتدی‌ام تو این زمینه‌ها. فیلم رو فکر میکنم بهت میگم بعدا. الان چیزی به ذهنم نمی‌رسه.
۶. دفاع می‌کنم. قبلنم کردم. کلا فرقی نداره دختر باشه، سنش چی باشه و اینا. با اینکه حقوق رو دوس ندارم اما این دفاع همیشه تو ذاتم بوده! :| شده حتی سر حق هم‌کلاسیم کلی بحث کردم در حالی که واسه خودش مهم نبوده.
چقدررر خوشحال شدم با خوندنش. نه راستش نمیدونستم. اگه تونستم کاری واست بکنم که خیلی خیلی خوشحال میشم. ماچ و این صوبتا :)))
همینجوری خوب نیس بذار بهتر شم حالا :دی
:قلب
الف سین
۲۸ فروردين ۰۱:۱۳
اولا الغیبة اشدّ من الفلان! حالا غیبت صغری رو نمی دونم واقعیتش :دی

در ثانی یکی از کسایی که باعث شد من بمونم بلاگ، حالا خودش تهدید به رفتن می کنه... حالا من که نویسنده ی جدید وبلاگمم آوردم و هر لحظه اراده کنم رفتم. ولی اون بنده خدا رو باید ببندیم به صندلی الکتریکیای اعدام بجای صندلی داغ -_-
پاسخ :
:))) یه چیزی حدود ۲ ماهه دیگه چیزی نیس که.
شما که کلا جمع کرده بودین رفته‌بودین آخه. من که نمی‌خوام وبلاگ طفلیم رو کلا رها کنم! حالا مگه نویسنده جدید رفتنتون رو توجیه می‌کنه؟! به والله اگر توجیه کنه!
รђคђt๏t :)
۲۸ فروردين ۰۱:۱۰
وااای ببین کی نشسته رو صندلی داغ ^__^
خب من یکم سوالام بیشتره خودت رو آماده کن :) :
۱) اول این که طی شناختی که ازت پیدا کردم این مدت این که خیلی خوب تونستی تعادل بین احساس و منطقت رو نگه داری و هرجا که لازم باشه منطقی ترین تصمیم اون لحظه رو میگیری . چجوری تونستی اینجور باشی ؟ تمرین ؟ مطالعه ؟ از همون اول اینجوری بودی یا چی ؟؟
۲) نسبت به گذشته ات چه حسی داری ؟ نسبت به اشتباهاتت و ... ؟
۳) حرف دیگران برات چه قدر مهمه ؟ و چه قدر تاثیر میگیری از حرف و دیدگاه دیگران نسبت به خودت؟
۴) تو زندگی چه قدر خودتی ؟ خودِ خودِ الی واقعیت ؟
ادامه دارد :دی :)
پاسخ :
وای ببین کی داره سوال میپرسه :)))
۱. نه معلومه که این‌طوری نبودم. ارمغان اشتباهات زیادم اینه :) حالا فک نکن همیشه هم موفقم تو این موضوع! بالاخره آدم برا بقیه راحت‌تر میتونه مصلحت رو تشخیص بده تا خودش.
۲. پشیمونم. خیلی زیاد. اما دوس دارم جبران کنم.
۳. حرف ادمایی که دوسشون دارم به شدددت مهمه واسم، اما با عرض معذرت بقیه به کتفمن :)
۴. تو وبلاگم خیلی. بین اطرافیانم اگه موقعیت ایجاب کنه که خود واقعیم نباشم سکوت میکنم.  اما در کل شاید ۶۰، ۷۰ درصد. خیلی دوس دارم ۱۰۰ باشه.
در شوق آن ادامه خواهیم ماند :)
هوپ ...
۲۸ فروردين ۰۱:۰۴
چرا ٢٢+١؟ ٢٢ مگه نشدی دختر؟ 
تولدت مبارک عزیزدلم، جناب قدح راست میگن، قلمت خیلی قشنگه. 
سوال بپرسم؟
اممم
بعضی وقتا که پستات مشکوک میشه و بودار، واقعا مخاطب خاصی در کاره؟! 
من همین سوال رو بپرسم و فرار کنم :-)))
پاسخ :
۲۲ و یک روز بود اون :))
مرسی هوپ جان جانانم :))) وبلاگ برتر شدی هی خواستم تبریک بگم اما نشد :)
شما قشنگ می‌خونی پس‌. مخلصاتیم.
قبلا یه بار بهت گفته بودم در کار نیست و واقعنم نبود. اما الان.. :)) آخه دیگه خیلی تابلوام نه؟ :دی
همدم ماه
۲۸ فروردين ۰۱:۰۰
11.دست خطتت چطوریه؟
12.از چه جانوری بیشتر از همه میترسی؟
13.بهترین درس زندگی که تو دانشگاه گرفتی چی بود؟
14.دوست داری فرزندانت در آینده به چه چیزت افتخار کنند؟
15.دوست داشتی از آینده ات با خبر میشیدی؟
16.خودت رو تو یه کلمه توصیف کن.
17.به کدوم از شهرهای ایران دوست داری سفر کنی؟
18.یه بیت شعر که خیلی دوست داری میگی برامون؟
19.اکه بگن هیچ وقت نمی میری چیکار میکنی؟
20.از کدوم اخلاق خودت بدت میاد؟
پاسخ :
۱۱. میگن که خیلی قشنگه اما ناخواناست! :دی
۱۲. من کلا فوبیای حیوانات و حشرات دارم. از مار خیلی خیلی میترسم. عکسشم نمیتونم نگاه کنم حتی!
۱۳. درگیر حاشیه نشو. چون همه به حد کافی درگیرشن! و سرت تو کار خودت باشه، درگیر آدما و اتفاقاتشونم نشو. همین چند سال تو زندگیتن و بعدش میرن. بهتره با خاطره خوب برن. و اینکه هیچ‌کسی ارزش بحث‌کردن و ناراحت کردن خودم رو نداره!
۱۴. به خودشون افتخار کنن بسمه. در مرحله بعدی به این‌که مامان و باباشون اصرار نکردن که چیزی بشن و اونا چیزی/کسی شدن که خودشون انتخاب کردن و دوست داشتن.
۱۵. نه! بخاطر یه فیلمیه که دیدمش اخیرا. الان نمیتونم انتخاب کنم چون بی‌خبرم، اون موقع هم نمیتونستم انتخاب کنم چون میدونستم قراره چه اتفاقی بیفته.
۱۶. سخته! دل‌پاک شاید! ینی هرچیزی ک تو دلم باشه رو زبونمم همونه. نمیدونم چی میگن بش.
۱۷. دوست دارم دوباره برم رشت و انزلی.
۱۸. خیلی سخته حتی! صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را/ ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم. دوسش دارم.
۱۹. خودمو میکشم :دی نمیدونم اما شاید یه کاری پیدا میکنم که بار معنویش خیلی زیاد باشه و خسته نشم ازش. بعدشم میرم دور دنیا رو میگردم. آروم و دقیق.
۲۰. از خودم بدم میاد کلا =)) اما از اینکه رکم بیشتر بدم میاد و از اینکه بعضیا رو زیاد دوست دارم..
همدم ماه
۲۸ فروردين ۰۰:۴۸
1.بزرگترین هدفم تو زندگی چیه؟
2.در اوج عصبانیت چیکار میکنی؟
3.هیجان انگیز ترین کاری که تا حالا کردی؟
4.پرتکرار ترین نصیحتی که تا حالا شنیدی ؟
5.دوست داشتی کی باشی که الان نیستی؟
6. در نظرت چه رنگیه ؟
7.بین آدم دروغ گو خسیس و مغرور کدوم رو ترجیح میدی؟
8.از اسمت راضی هستی؟ کی انتخابش کرد؟ اکه دوست داشتی یه اسم دیگه داشته باشی چی دوست داشتی ؟
9.تا به حال دل کسی رو شکستی؟
10.دوست داری تا چند سالگی عمر کنی؟ از پیری میترسی؟
پاسخ :
۱. بزرگترین هدفم انسان خوب بودنه، نه شعاری و اینا ها. نه واقعا دوس دارم بعد از مرگم یادم کسیو اذیت نکنه.
۲. قبلنا داد میزدم.. الان خیلی جالبه واسه خودمم ولی سکوت میکنم و میذارم میرم. فک میکنم ارزش نداره. اگه موقعیتش باشه و تنها باشم شاید گریه هم بکنم..
۳. خیلی مسخره‌س اما سرسره استخر بود :دی ینی خیلی طولانی و مارپیچ‌طور و هیجان‌انگیز بود :))) همین عیدم بود. اما شاید از اون هیجان‌انگیزتر پی‌ام دادن به کسی بود که احتمال هیچ ارتباطی بین ما نمی‌رفت اما الان خیلی صمیمی‌ایم!
۴. می‌گذره!!
۵. دوست داشتم دانشجوی موسیقیِ هنرهای زیبای تهران باشم. دوست داشتم کسی باشم که کلللی کتاب خوب خونده، چندتا از هدفای مهمش رو به انتها رسونده، بلده جلوی زبونشو بگیره، زیاد سفر میره، مستقله، حداقل تو دوتا زمینه حرفی واسه گفتن داره و خیلی دوست‌داشتنیه! که هیچ‌کدوم نیستم متاسفانه..
۶. کی اون؟ :)) به رنگ غروبه. تلفیقی از آبی و بنفش و نارنجی و .. یه رنگ خیلی خاص.
۷. مغرور.
۸. آره راضی‌ام. می‌دونی اسمم رو؟ داییم انتخاب کرده و کلی هم داستان داره. همینو دوست دارم اما اگه میتونستم یه اسم دیگه داشته باشم آسو رو انتخاب می‌کردم. خودشو دوس ندارم اما معنیش میشه همون رنگ آسمون موقع غروب.. :)
۹. مطمئن باش عمدا نه، اما حتما سهوا شکستم.
۱۰. آره می‌ترسم. دوس دارم تا جایی عمر کنم که منت کسی روم نباشه. خودم بتونم کارامو بکنم. بعدشم خدافظ
+چون با گوشی ام الان احتمالا غلط تایپی زیاد دارم، ببخشید. و اینکه سوالات خیلی خوب بودن مچکررررم :)
صیا
۲۸ فروردين ۰۰:۴۵
دیگه سن و سالی ازت گذشته رعایت کن قند خونت میزنه بالا  
( وی همچنان میخواست سن کم خویش را به رخ بکشد)
کجایی جوانی 
پاسخ :
مگه چن سالته لعنتی؟ :دی
فقط روز تولدم ازین چیزا میخورم.. :(
پرواز ...
۲۸ فروردين ۰۰:۳۹
پروازم دی:
پاسخ :
فدای سرت :))
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۰:۳۷
چطور میشه در انحنای لبخند کسی دفن شد ؟
پاسخ :
...
ناک اوت نکنین منو :)))
همدم ماه
۲۸ فروردين ۰۰:۳۷
سلاااام الی 😍😍
تولدت مبارررک:)
غیبت صغری؟
گوزلیم تو همینجوری شم اینقدر کم می‌نویسی غیبت صغری به حساب میاد:(
خب به به صندلی داغ 
بذارم سوالارو آماده کنم تو هم خودتو آماده کن ^_^
پاسخ :
سلام همدم ؛))
مرسی مرسی مرسی :*
انقدر کم؟؟ پناه بر خدا :دی
من آماده‌م *_*
صبا
۲۸ فروردين ۰۰:۳۵
الی عزیز تولدت مبارک 
به سن رندی رسیدی 
کلی کیک بخور 
پاسخ :
صبای عزیزم یک دنیااا ممنونم :)
اره بعد از ۱۱ سال :دی
شبیه کیک شدم الان صبا :))
ناشناس
۲۸ فروردين ۰۰:۳۰
اصن من انقد شرمنده م که تاریخ تولدت رو اشتباه گرفته بودم که خجالت میکشم کامنت بنویسم 🙈🙈
پاسخ :
تو بهاری یا پرواز؟
اما بگم که اصلاااا مهم نیس به‌جان خودم :))) دوستی که به این چیزا نیس. مهم همون حسیه که ته دلمون داریم :)
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۰:۲۵
چرا قلمت اینقدر زیباست ؟
پاسخ :
قلم من زیبا نیست به‌خدا!
فقط "دلی" می‌نویسم.
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۰:۲۲
رشته و حرفه ی پر چالشی هست ولی کار مردم رو راه میندازه ! اینطور نیست ؟
پاسخ :
فقط همین رو بگم که کاش این‌قدر ساده بود! هرچی پیش می‌رم بیشتر متوجه این می‌شم که خیلی جاها قانون رو دور می‌زنن، خیلی! و حالم بد میشه ازش.
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۰:۱۲
منکه تا حالا نظر ناشناس نذاشتم :))

حالا از رشته ت راضی هستی ؟
پاسخ :
فک کردم نظر قبلی هم واسه شما بود!
نه!
ناشناس
۲۸ فروردين ۰۰:۱۲
میتونید در آینده یه وکیل خوب بشید
چرا نمیخواید؟
پاسخ :
چون آدم این شغل نیستم. نمی‌خوام بحث کردن آدما رو ببینم، نمی‌خوام دعوای جنایی ببینم، نمی‌خوام دنبال ادله‌ی اثبات قتل برم، نمی‌خوام تو دادگاه با آدما سر و کله بزنم :) حقوق رشته خشکیه. من آدم هنرم نه حقوق :) هنرم که نون و آب نمی‌شه واسه آدم.
جناب قدح
۲۸ فروردين ۰۰:۰۷
اولارسیز ان شاءالله ...

چرا رفتین سراغ رشته حقوق ؟؟
پاسخ :
تیک ناشناس یادتون رف انگار =)))

چون باید میرفتم.
ناشناس
۲۸ فروردين ۰۰:۰۱
عیبت صغری؟!
[شامشور می آورد]
پاسخ :
یه گیف "سینه بزن" داشتم تو تلگرام، الان همون! :دی
علی ...
۲۸ فروردين ۰۰:۰۰
انتظار داشتم جواب متفاوت تری بدی. آخر چی رو که همه بلدن بگن :)
پاسخ :
دلیلش اینه که الان همزمان خیلی چیزا تو زندگیم هستن که فعلا پایانشون بازه!
آخرش خوب میشه ولی. اگه نشه که پس هنوز آخرش نیس!
tiktik tiki
۲۸ فروردين ۰۰:۰۰
اول تولدت مبارک
دوم واقعا راست میگی خیلی وقتا شده من گفتم خدایا این که نشد زندگی هیچ اتفاقی نیست ادم دلش خوش باشه ولی بعدش دقیقا یک اتفاقاتی افتاده که مجبورشدم حرفمو پس بگیرم

غیبت صغری اخه چرا؟؟😓😭


پاسخ :
ممنونم :)
آره واقعا شرمنده شدم ازش..
چون کارای مهم‌تری هس :)
ناشناس
۲۷ فروردين ۲۳:۵۸
۱. آخرین کار بدی که کردی چی بود؟
۲. دوست داری در آینده چه شغلی داشته باشی؟
۳. شوهرتو چقدر دوس داری؟
پاسخ :
۱. واقعا یادم نمیاد! دلیلش اینه که دارم به کاری فکر میکنم که واقعا بد باشه. اگه کارای کوچیک رو بگیم که همین پریروز مامانم یه چیزی میگفت و هی پشت گوش انداختم و باز چوبشو خوردم..
۲. خودم ک حقوق میخونم و هیچ علاقه‌ای بش ندارم :) دوست داشتم داروساز باشم یا یه کتاب فروشی گوگولی و دنج، یا کافه داشته‌باشم.
۳. شوهر ندارم!
جناب قدح
۲۷ فروردين ۲۳:۵۳
تولدت مبارک گلین خانم :)
پاسخ :
ساغولاسیز اما گلین نیستم! :|
:دی
علی ...
۲۷ فروردين ۲۳:۵۲
آخرش چی میشه؟
پاسخ :
و دوباره میگم، آخر چی؟
جناب قدح
۲۷ فروردين ۲۳:۵۲
سلام :)
پاسخ :
سلام جناب قدح :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
دارم راه می‌افتم ببینم تهش، من رو این هوا تا کجا می‌بره..


قالب: عرفان