زندگی پیش‌ِ رو

چه چیزها که نمی‌نویسم

نه به سکوت اصن.

احمقانه‌ترین کار این روزام رها کردن تمام پلتفرم‌های نوشتن بود. ما کی این‌قدر گرفتار نوشتن شدیم؟ نشستم تو اتاق و هوا کم دارم. به نظرم اونایی که وبلاگ دارن دو هیچ از بقیه جلوان. دارم می‌نویسم که هوا بشه بره تو ریه‌هام. می‌دونی امروز به خودم اومدم دیدم وسط راه همه چیو بوسیدم و گذاشتم کنار؛ کنار که نه حالا. اما بی‌خیالش شدم. در حالی که هنوزم بیش‌تر از هر چیزی می‌خوام اون اتفاق بیفته‌. اما نشدنش رو بیشتر باور دارم انگار؛ گفته‌بودم بهت. اگه یه لیستی از بدهکاری‌هایی که دنیا به ما داره بنویسم، جدا از سفر دور دنیا و کنسرت خواننده محبوب و خونه‌ی دلخواه با پنجره‌های بزرگ و نور روی فرش و دیوارای پر از کتاب و .. می‌تونم بهت بگم که دنیا یه انتخاب لوکیشن دلخواه با فرد صددرصد دلخواه در شب زیبای دلخواه برای یک صحبت طولانی دل‌چسب به ما بدهکاره. دلم تنگ نمی‌شه این روزا، ینی می‌شه اما کم‌تر از قبل. هیچ‌ چیزی رو رعایت نمی‌کنم تقریبا و زندگیم رو مود حالا امروزم لش کن از فردا ببینیم چی می‌شه، داره می‌گذره و من متنفرم از این حالت. بدتر این‌که نمی‌دونمم دلم چی می‌خواد و بدترش این‌که می‌دونم قراره پشیمون شم اما..
خواستم بنویسم خسته شدم از این پایان تکراری، اما دیدم فایده نداره. امروز آخرین روز این ترمم تموم شد و من تا ابد دلم واسه استاد "ن" تنگ خواهد شد. ترم اول یکی دوبار سر کلاسش با خاک یکسان شدم، سر قانون خوندن و کنفرانس دادن چه گل‌هایی که به آب ندادم. ترم بعدش بیش‌تر سعی کردم منو ببینه، نگفتم بهت اما واسه من تو این دنیا بیش‌تر از هر چیزی سواد و شعور آدما ارزش داره چون‌که. دید. همیشه از این رفتارای احمقانه‌م زود پشیمون می‌شم. این بار هم شدم. ترم قبل تسلیم شدم. درسش رو خوندم و ساکت موندم. وقتی نمرات رو داد همه تو گروه گفتن بالای ۱۸ شدن. جلسه قبل بازم بحث امتحان بود که گفت خب کیا بالای ۱۸ بودن ترم قبل؟ من ردیف ۳ نشسته‌بودم و می‌تونم بگم ۹۰ درصد آدمایی که ردیفای جلوتر بودن بهم گفته بودن بالای ۱۸ شدن. دستمو بردم بالا و هیچ دستی رو ندیدم! نه که واسه من مهم باشه و بحث نمره باشه، اما یه لحظه احساس کردم عه! بابا هنوزم من همون الی‌ام. از امتحان به اون سختی فقط دو نفر بالای ۱۸ شده‌بودن. شاید این حرفا هیچ معنی‌ای واست نداشته باشه. اما من که می‌دونم ینی چی. نمی‌دونمم مهر قراره کجا باشم اما از ته ته ته دلم امیدوارم این‌جا نباشم. میدونی؟ امید داریم.
+از حال خودتون واسه من بگین اگه حوصله‌ش رو دارین. حرف زدن خوبه. دریغ نکنیم از هم :)

۱۹
گیلزاد
۱۰ خرداد ۲۳:۰۵
حالم این روزا خوبه اگه دلتنگی برای دوتا عزیزی که این اخرا از دست دادمو نادیده بگیریم.دارم یسری حس رو تجربه میکنم که خیلی لذت بخشه و شبیهشو با درصد اندک تر قبل تر تجربه کرده بودم.
یه حس امیدطوری دارم که این ترم موفق شم اوضاع بهتر پیش بره و یسری چیزا اتفاق نیفته که بخاطرش باید چهاربرابر تلاش کنم‌ ولی این اخرا یسری چیزا باعث شده یکم به چشم استادی که باهام خوب نیست زیاد ولی بیشتر درسام باهاشه بیام.که امیدمو تقویت میکنه.
دیگه بازم بگم؟:))

پاسخ :
کلا انگار ما با دلِ تنگ زاده شدیم گیلزاد. همونی که بم گفتی؟ :))) ای جااان :)))))
آدم وقتی حال و اوضاعش تو دانشگاه با دوستاش و استاداش خوبه واقعا انرژی میگیره برا ادامه راه. امیدوارم بهترترم بشه اوضاع.
ببخشید ما داشتیم میرفتیم پارک نصف شب، براهمون مکالمه‌مون نصفه موند. هرچقدر دوس داشتی بگو :)
آآآبی
۱۰ خرداد ۰۰:۰۶
سلام خوب نوشتی 
حرفی نیست
موفق باشی.
پاسخ :
سلام و مچکر و هم‌چنین!
صبا
۰۹ خرداد ۲۳:۵۷
اجازه بده از همین تریبون بهت پز بدم که من این آلبوم ادل رو بصورت اورجینال دارم 
برام از بلاد کفر آوردند.
البته من بیشتر رو coldplay تاکید کرده بودم نمیدونم چرا اون وسط ادل شد.
اتفاقا منم هی میخواستم برات اهنگ بفرستم چند تا از sia پیدا کردم lyrics خوبی داره ولی از صداش خوشم نیومد. Sia فقط chandelier (نمیدونم درست نوشتم یا نه ) دوست دارم.
به قدری Playlist گوشیم افتضاح شده. پر شده با آهنهای بیکلام و یا از این اون ور دانلود کردم بعضی وقت ها دلم برای صدای خواننده تنگ میشه.
چه دل پری داشتم من :/// 

پاسخ :
[آیکون چپ چپ نگاه کردن]
[آیکون آیا انصافانه‌س؟]
آیکون حسرت
آیکون سینه بزن :'(
اتفاقن یکی از بچه‌ها هر ۴ تا آلبوم کلدپلی رو داره! :'')))
ادل هم نوش جونت.
من اتفاقن chandelier رو خیلی گوش دادم یه مدت (از املاش مطمئن نیستم همچنان :دی) البته ورژن slow رو گوش دادم. یه آهنگ دیگه هم داره sia که میگه come on come on turn the radio on, it's friday night و .. این صوبتا اگه درست یادم باشه :-" اونم وقتی دپرس بودم گوش می‌دادم روحم شاد می‌شد. صب کن بفرستم اون یکی رِ!
من دیگه بی‌کلام رو برنمی‌تابم :| حتا این روزا اون‌قدر فارسی گوش می‌دم که اُف بر من اصن :دی
صبا
۰۹ خرداد ۲۲:۳۰
Hello from the other side 

پاسخ :
To tell you I'm sorry. For everything that I've done..
اتفاقن می‌خواستم‌ واست آهنگ بفرستم. وقت نشده هنوز‌. :/
آرزو ﴿ッ﴾
۰۹ خرداد ۲۰:۵۷
امتحانای ما هم از بیست و هفتم شروع میشه. ولی نه که من یکی رو حذف کردم (😁)، اولی‌م سی و یکمه. 
امیدوارم امتحان استاد مورد علاقه‌ات رو با بهترین نمره بگذرونی و در سایر موارد هم موفق‌ترینِ خودت باشی. :)
پاسخ :
دانشجوی نمونه سلام! :دی  :)))
مچکر مچکر آرزو جانم. امیدوارم تو هم خوب بدی همممه امتحاناتو :)
پر ِ خاکستری
۰۹ خرداد ۰۹:۳۶
چرت و پرت نمیگی بابا، خوب میگی. بذار باز باشه یکم گفت و گو (!) کنیم :))
آره واقعا، به نظر منم باید همینجور هرجور که خودمونیم زندگی کنیم یا ی وقتی وقتش برسه. اینجوری مستقل بار میایم و درست تصمیم میگیریم و رابطه هم سالمه، و همه بار روی دوش یه نفر نیست از دست اون یکی :/
پاسخ :
*__* چشم چشم :)) مرسی.
واقعا اگه قراره یه چیزی تو سن کم اتفاق بیفته سالم بودنش خیلی مهمه. امیدوارم زمان و مکان و شخص مناسب رو بتونی تشخیص بدی خودتم :)
پر ِ خاکستری
۰۹ خرداد ۰۶:۱۳
کامنتم پرید 😑 بعد امتحان میام میذارمش 😂😁
پاسخ :
ای بابا :))
من ...
۰۹ خرداد ۰۵:۲۰
سلام
امیدوارم مثل همیشه با اراده و محکم به هدفت بچسبی و بری جلو
خیلی به نتیجه کنکورت امید دارم
روحیه توی کنکور حرف اولو میزنه چون که‎:D
منم یه ماه دیگه آزمون جدی دارم و هر روز میگم امروز که نشد...
پشیمونم میشما...
تو ازون آدمهایی که چند سال بعد برای بقیه در کمال آرامش تعریف میکنن چه چیزهایی رو از سر گذروندن و حالا انقدر موفقن 
پاسخ :
سلام. :)
با خوندن کامنتت ناخودآگاه لبخند زدم، مخصوصا با خط آخر :)))) مچکرم جداً.
از ته دلم امیدوارم خوب باشه آزمون تو هم.
آسـوکـآ آآ
۰۹ خرداد ۰۴:۳۳
پس امتحانا خیلی نزدیکن
امیدوارم اونهارو هم با نمره بالای 18 بگذرونی :-)

پاسخ :
آره ۲۷ ام شروع می‌شه برا ما.
حال زیادم مهم نیس، من فقط درس استاد "ن" واسم مهم بود و هست چون به جای سوال تشریحی پرونده کیفری می‌دن و استدلال باید بکنی. ۱۸.۵ شدن تو امتحانش اعتماد به نفس می‌ده به من :-)))
ممنون *_*
abbas soltani
۰۹ خرداد ۰۲:۱۹
حال خوب بودن رو باید یاد گرفت وتکرار کرد
یادگیری مهمه  نه تقلید کردن
پاسخ :
باید منابع حال خوب رو مشخص کرد و اونا رو تکرار کرد شایدم. برا یه نفر قدم زدن حالشو خوب می‌کنه برا یکی دیگه خوابیدن یا فیلم دیدن و .. دقیقا نباید حال خوب بقیه رو تقلید کرد همین‌جوری الکی!
لیمو جیم
۰۹ خرداد ۰۱:۵۴
الان اصلا حال خوشی ندارم
, اما به قول خودت امید داریم! واسه همین حالمو به کسی نشون نمیدم و سعی میکنم مثل همیشه بخندم .و از همه مهمتر , بخونم!

پاسخ :
کنکور لعنتی.. :(
تنها کار درست اینه که فعلا پرده‌ها رو بکشی و بخونی. بدون هیچ فکر و حاشیه‌ای. سخته اما به قول همدم ماه: دست از طلب ندارم
تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان
یا جان ز تن برآید :)
همدم ماه
۰۹ خرداد ۰۱:۳۳
حس کردم یکی از زبون من داره تو این پست حرف میزنه خیلی همزاد پنداری کردم باهات . از اینکه هی لش میکنم میگم باشه فردا باشه بعدن و از این صوبتا 
هییی

پاسخ :
ینی قشنگ هر شب به خودم میگم زود بیدار میشم بعد میبینم عه! مثلا ساعت ۱۱ عه که! یا ۱۰. بعد با این ناتوانی و شکست تو بیدار شدن روزمو شروع میکنم و همینجوری لش تا ۲. بعدشم خواب و یه خورده این ور اون ور و افطار :| بعد میبینم عه! بازم شب شد. پس دوباره ایشالا از فردا.. باز ۳ میخوابم و دیر بیدار میشم و این سیکل معیوب...
جناب قدح
۰۹ خرداد ۰۰:۱۹
اوخودون اونی ؟
پاک کرده بودم که ...
آبجی الی چرا کم مینویسی ؟
ساغولاسان ان شاءالله
پاسخ :
بله اوخودم =)))
ینی صفه رو باز کردم و رفتم بعد که برگشتم ریفرش نکردم براهمون ندیدم پاک شده.
خود درگیری دارم :]

abbas soltani
۰۹ خرداد ۰۰:۱۰
سلام دنبال کنید وبلاگی برای شما و برای شناخت زیبایی ها
ممنونم
دنبال شدید
حتما سربزنید
http://zibaeiha.blog.ir
پاسخ :
سلام!
آبان ...
۰۹ خرداد ۰۰:۰۱
ایشاالله که هرجایی دنیا که دوست داری قرار بگیری :)
پاسخ :
آبان عزیزممم.. این مدت همه‌ش تو ذهنم بود که حالت خوب‌تر شده یا نه.
منم امیدوارم صد برابر بهترش واسه تو باشه.
پر ِ خاکستری
۰۹ خرداد ۰۰:۰۱
مام از حالمون بگیم؟ 
امروز داشتم فکر میکردم ک بعد از اون همه مخالفتی که تو ذهنمه برای روابط دختر پسری، که اصلا اعتقادی بهش ندارم کلا و اصلا بنی بشری رک نتونم تحمل کنم شاید ولی در عین حال چقدر قشنگه، چقدر عشقشون کاراشون کنار هم بودناشون قشنگه! و یهو بر خلاف بقیه وقتا دلم خواست :(
دوم اینکه احساس میکنم خیلی دلم تنگ خواهد شد برای دوران دبیرستانم... دلم نمیخواد تموم شه واقعا :( پنج سال با یه سری ادم بودم و انگار امسال تازه زنده شدم، تازه دارم میفهمم و ارتباط میگیرم و بقیه وقتا خواب بودم.. دلم نمیخواد تموم شه الی :( 
دیگه؟
منم لش شدم :) دوتا امتحان اولی رو ترکوندم و بعدی رو خوب ندادم و همچنان انگیزم عین یه خط صافه که فقط میگه مواظب باش پشیمون نشی!!
مرسی که کامنتارو باز کردی واقعن :) 
توام دریغ نکن حرف زدنو :) پست بذار :))
پاسخ :
دبیرستان با همه مزخرف بودنش تموم می‌شه اما منم الان که ۴ سال گذشته واقعا دلم خیلی تنگ شده. آدما هیچ‌وقت شبیه اون دوران نمی‌شن چون‌که. اما همه دوران‌ها می‌گذرن و نمی‌شه کاری جز لذت بردن انجام داد. اون یه دونه امتحانم فدای سرت. کلی امتحان مونده هنوز.
جدی خوبه کامنتا باز باشه؟ آخه من همه‌ش فک می‌کنم دارم چرتوپرت می‌گم.
سعی می‌کنم جلوی خودمو نگیرم :)))
+در مورد اون قسمت اول کامنت باید بت بگم که منم مخالف اینم که آدما از سر تنهایی یه چیزیو شروع کنن، یا مثلن به یه دلیلی مثل "چون همه دارن منم یکی داشته باشم" اما اگه تو زمان مناسب و شخص مناسب باشه چرا که نه؟ :)
جناب قدح
۰۸ خرداد ۲۳:۵۸
اتفاقا چون قلمتون خوبه اول میخونم بعد کامنت میذارم ...


پاسخ :
خجالت میدین ما رو :))
منحنی لبخند؟
جناب قدح
۰۸ خرداد ۲۳:۵۴
چه عجب کامنت دونی باز شد ...

سلام :)
طاعات قبول
ما هم خوبیم ...
پاسخ :
فک کنم شما ستاره وبلاگ منو می‌بینین یه دور بدون خوندن کامنت می‌ذارین و بعدش می‌خونین :)))) همچین خواننده‌های باحالی دارم :))
طاعات و عبادات شما هم قبول باشه.
خدا رو شکر.
Hope ful
۰۸ خرداد ۲۳:۵۱
از حال خودم بگم ...
امروز بعد کلی درد کشیدن رفتم دکتر و بهم گفت کیست داری. . . هنوز باورم نمیشه و دارم دور خودم می چرخم :/
فردا هم آخرین روز سال اول پزشکیمه ... دلم تنگ میشه واسه همین نپختگی های سال اول. . .

پاسخ :
منم از الان که دارم به تموم شدنش فکر می‌کنم دلم تنگ می‌شه. واسه اون گیج زدن‌ها و دنبال کلاس گشتن‌ها حتی.
یادم باشه ۱ شهریور اولین روز پزشک رو من بت تبریک بگم :))
برا مشکلتم امیدوارم زود حل شه و تموم شه این درد کشیدنا.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان