این الی‌ه؛ الی نباشید

حدود دو هفته فرصت داشتیم واسه فرجه‌ها، من ترجیح دادم نخونم و کارای دیگه‌ای رو تو این مدت انجام دادم. میمِ یک، ف و میمِ دو همه درسا رو یه دور خوندن. از چهارتا امتحانی که دادیم من همه رو شب امتحان خوندم، ینی دقیقا شب! و حتی یه قسمتایی رو صبح تموم کردم؛ در طول ترمم نخوندم و فقط خوب گوش دادم سر کلاس. میم یک می‌گه من جای تو سکته می‌زنم که دیر شروع می‌کنی. البته زود تموم کردم و اکثر مواقع نمره من از اون‌ها بیش‌تر شده، با این‌که اونا سر جلسه تقلبم می‌کنن. اینا رو نوشتم که بگم حماقت شاخ و دم نداره. آدمایی مثل من تلاش نمی‌کنن و می‌شینن و نگاه می‌کنن که کی داره ازشون جلو می‌زنه! برا کنکور هم دقیقا همین کار رو کردم. داشتن استعداد به تنهایی باد هواس، هیچه، پوچه؛ تا وقتی که شما یه کوآلای پیر معتاد باشین. فرقی هم نمی‌کنه اعتیاد به چی، چون مثلا اگر اعتیادتون به دیدن فیلم و سریال باشه، فقط در صورتی ترکش می‌کنین که یه اعتیاد دیگه جایگزینش کنین. البته شاید شما اصلا مشکلی با این سبک زندگی نداشته باشین؛ یا شاید بی هدفی خیلی هم خوب باشه به نظرتون؛ و هیچ اشکالی هم نداره. اما آدمایی مثل من که مریضن و کاری نمی‌کنن و آخرشم حسرت می‌کشن رو باید چیکار کرد؟ پریا نوشته بود تکلیفش با زندگیش مشخصه، و من غبطه می‌خورم به چنین وضعیتی. اما به خودم قول دادم، این بار واقعا بار آخره. یا می‌شه، که هیچ امیدی ندارم در واقع، یا می‌رم دنبال زندگیم. خوابیدن و هیچ کاری نکردن خوبه، معلومه که خوبه. اما شبا وقتی می‌خوام سرم رو بذارم روی بالش و بخوابم وجدانم راحت نیست. حال من فقط وقتی خوبه که احساس کنم دارم می‌رم جلو، پیشرفت می‌کنم. اگه تا الان نشده خب گور باباش! در زندگانی را که گِل نگرفته‌اند.

آآآبی
۰۷ تیر ۲۳:۱۳
:)
به شوخی پرسیدم پزشکی میخونین
پاسخ :
آهان :دی
آآآبی
۰۷ تیر ۲۲:۱۹
چرا نمیگی حرومت باشه جواب اون سئوالای حقوقیت که بدون گرفتن هزینه میدادم؟

پاسخ :
نه دیگه اینقدر خشن :)
آآآبی
۰۴ تیر ۰۰:۵۰
پزشکی میخونی مگه؟
پاسخ :
الان دقیقا از کجای حرفای من به این نتیجه رسیدین؟!
ناشناس
۰۳ تیر ۰۰:۲۸
فکر نکن پزشکیِ فلان جا محیط آکادمیک داره دلبندم !!!
این قبیل آدمای دوسنداشتنی تکثیر شدن همه جا
پزشکیا از همه بدترن به والله قسم
پاسخ :
کی گف من پزشکی میخوام حالا؟ =))
کلن تو ایران محیط آکادمیک استاندارد وجود نداره، اما شما که جای من نیستین، وضعیت اینجا رو نمیبینین. واسه منی که همیشه بهترین مدرسه شهر درس خوندم اینجای بی امکانات و بی در و پیکر عذاب آوره. هرچند مدرسه‌مونم آش دهن سوزی نبود اما از بقیه جاها بهتر بود.
+یکی هم جمع نبندیم :)
پر ِ بنفش
۰۲ تیر ۱۵:۱۸
سلام یک عدد هشتاد درصد الی هستم سلام میرسونم 😂
پاسخ :
سلام. ای بابا! :دی الی نباشیم ^_^
غمی ‌‌
۰۲ تیر ۱۲:۵۴
استعداد و هوش همیشه نعمت نیست گاهی فتنه است... اهل دلاش منظورمو می‌فهمند
پاسخ :
البته کلن متن من شاید یه خورده فخر و اینا به نظر بیاد اما این نبود منظورم. منم میفهمم

گیلزاد
۰۲ تیر ۱۱:۳۲
اخ الی امان امان امان... حتی به خودم نتیجه و حال خوب بعد اون بارهایی که تلاش کردم و زحمت کشیدم ترکوندم رو یاداوری میکنم یا اینکه تو طولش چقدر حالم خوب بود ولی بیفایدست. بازم تهش تنبلی که چیره میشه مه چی رو میدارم دقیقه نود و وقت اضافه.امیدوارم دیگه اینجوری ادامه ندم :/
پاسخ :
یه جمله‌ای هس میگه روز آخر زندگیت کسی که میتونستی باشی رو میارن نشونت میدن و مقایسه‌س میکنی با کسی که شدی. اون روز خود جهنمه. اما بازم فایده نداره این حرفا. آدم نمیدونه از دستش خودش چیکار کنه..
آسـوکـآ آآ
۰۱ تیر ۲۱:۵۳
چرا خب دوسش نداری:-)
البته باید بگم متاسفانه من هم مثل پرواز درکت میکنم:-D
پاسخ :
اینجا اصن شبیه دانشگاه و تصوراتی که ازش داشتم نیس. من دوس دارم تو یه محیط آکادمیک‌تر درس بخونم، نه جایی که تنها فکرشون لباس و آرایشه. نه که اینا بد باشه، اما چیزی که از دانشگاه انتظار دارم اینه که حداقل ۱ چهارم کلاس درس بخونن یکم! نه فقط دو سه نفر.. خلاصه که حرف زیاده بیخیال :)
هشتگ درد مشترک پس دوباره :)
آفتابگردون ...
۰۱ تیر ۲۰:۵۳
من شبیه دوشاخه ای هستم که اتصالی داره! گهگاه قطع میشه و حال روزش همیطور که گفتی قرو قاطی میشه :(
پاسخ :
دقیقا منم. تشویشی که الان دارم قابل وصف نیس واقعن.
پرواز ...
۰۱ تیر ۱۹:۳۵
فقط قسمتی از جواب ابان که نوشتی این شهر رو این دانشگاه رو هیچی رو دوست ندارم ...
با تک تک سلول هام میفهمم !
پاسخ :
کاش نمیفهمیدی اما‌.
آبان ...
۰۱ تیر ۱۸:۵۱
اگه ارشد جزا بخونی دیگه کاری به مدنی و تجارت اینا نداری ..
اما اگه واقعا رضایت نداری بزن بیرون ..
واسه من این رشته یه جور درده چون فکر می کردم عدالت تو همین ماده ها است اما نیست ...
یه چیزی باید حال ادمو خوب کنه ..اما مواظب باش تو تله ارمان خواهی گیر نکنی ..ارمان خواهی ادمو به زمین میزنه 
پاسخ :
کمال‌گرایی واقعن یه آفت مخربه.. نه آبان. بخاطر جزا نمیتونم یه عمر حقوق رو تحمل کنم. عدالت تو این ماده ها نیست و حال منم باهاشون خوب نیس. نمیدونم. موندم.
بهرنگ قدوسی
۰۱ تیر ۱۸:۳۴
آفرین🤗🤗🤗🤗🤗🤗
پاسخ :
:|
یک دیوانه
۰۱ تیر ۱۸:۰۵
منم برای عربی خب ده روز فرجه داشتم و هیچی نخوندم حتی شب امتحان ولی همین که ۱۶ رو گرفتم راضیَم :| :)))
نمیدونم بگم مخالفم یا موفق نظرت ولی هر چیزی به نظرم متعادل و میانه‌ش خوبه، نه اینکه تو هر کاری افراطی باشیم و چه خوردن و خوابیدن باشه، چه درس خوندن و غیره. :)
پاسخ :
جوابم: کامنت پریا زیر پستت
+ خیلی عادیه الان درک نکنی چی میگم. البته شخصیت و زندگی آدما هم فرق میکنه.
کلن فقط بحث دانشگاه نیس علی، من چون انتظاراتی که از خودم دارم رو برآورده نمیکنم عصبانی‌ام از دست خودم. وگرنه مهم اون حس رضایته. یکی تو شریف حس رضایت داره، یکی تو پیام‌نور یه شهر دورافتاده. البته بازم میگم دانشگاه فقط یه قسمت کوچیکشه. ناراحتیم از خودمه فقط.
آبان ...
۰۱ تیر ۱۷:۵۹
کاری به امتحان ندارم ولی اگه رشته ات را دوست داری بخون ..کتاب بخون نه جزوه ...من الان دلم می سوزه که چرا مثلا رساله جرایم مجازات های بکاریا را واسه ارشد نخوندم ..من اون امتحان ۱۹ شدم اما خوندن اون کتاب را ازدست دادم ..کتاب بینش میسازه .. 
همه امتحان ها یه روزی پاس میشن ..مهم اینه که بعد امتحان چی تو ذهنت مونده :)
پاسخ :
دوسش ندارم آبان. اصلنم دوسش ندارم. مسئله‌های جزا اختصاصی رو با چنان ولعی حل کردم که خودم کیف میکنم. اما فقط اون. بقیه رو، این شهر رو، دانشگاه رو، هیچیو دوس ندارم.
همدم ماه
۰۱ تیر ۱۷:۵۰
من فرجه ها رو خوندم ولی زیاد نخوندم-_-
این همدمه ؛ همدم مثل الی‌ه:دی🤦
قالب وبلاگت حس خوبی می ده :)👌👌
پاسخ :
فقط فرجه نیس همدم. امتحانای دانشگاه فقط مثال کوچیکی از زندگی به هم ریخته منن.
قالبم قابل نداره :)
جناب قدح
۰۱ تیر ۱۷:۴۱
 سلام
حال من فقط وقتی خوبه که احساس کنم دارم می‌رم جلو، پیشرفت می‌کنم. "

آفرین ...
پاسخ :
سلام.
حق من آفرین نیس الان.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان