A head full of dreams 2

خواستم بنویسم این روزا مهشید مهمّات منه؛ واسه ادامه دادن‌ها، واسه هنوزم امید داریم‌ها؛ واسه هر کی رو هم نداشته باشیم همدیگه‌ رو که داریم، گفتن‌ها. حرف زدیم و زدیم و ته‌ش گفتیم آره خلاصه، نداریم آرزو که کم. که یادم بمونه من قراره قبل از اون برسم و امید رسیدن باشم واسش، ته دلش گرم باشه که منتظرشم؛ که یادم باشه our story isn't over yet..

این‌جا
دارم راه می‌افتم ببینم تهش، من رو این هوا تا کجا می‌بره..


قالب: عرفان