دلم تنگ بود واسه بی در و پیکر نوشتن چون.

دیروز همین موقع‌ها بود که سرم رو فرو کرده بودم تو بالش و جلوی مامان هق هق می‌کردم که افسرده شدم، تحملم تموم شده؛ تو می‌تونی حال منو خوب کنی؟ امروز اما، نیم ساعت پیش که برگشتیم خونه عود روشن کردم، نشستم پشت میزم و اولین کتاب چالش کتاب‌خوانی کنار دستمه. "نیمی از ما"ی پالت تو گوشم و سرم پر از آرزوهای دور و دراز؛ دلم پر از تمنای رسیدن. انگار نه انگار که همین یه ساعت پیش اونی که نیمچه تصادف کرد ما بودیم. سال‌ها نبودم و نداشتم، اما گذشته، همین یه سال هم روش. خسته‌ایم، اما تموم که نشدیم هنوز. دلمون که خالی از امید نشده هنوز. می‌گفت زندگی همین اتفاقاتیه که لا به لای برنامه‌ریزی‌هات واست پیش میان؛ یا همون طوری که گم شده، پیدا هم می‌شه بالاخره. تو فقط راه خودت رو برو، شاید یه جایی با زندگی هم کنار اومدین. :)

آآآبی
۱۴ شهریور ۲۲:۱۷
بیشتر بنویسین
پاسخ :
چشم
tahi :D
۰۱ شهریور ۱۸:۲۹
:))حسی که تموم اون لحظات داشتی رو خوب درک میکنم
این مودی بودنِ کاش درست میشد.
پاسخ :
همون قدر که حالم به سرعت خوب شد، همون قدرم می‌تونه به سرعت بد شه و بعضی وقتا این عذاب دهنده‌س واقعا.
آره کاش..
میم _
۳۰ مرداد ۱۲:۵۷
عاشق روحیتم
عاشق شخصیتتم
بی اغراق
پاسخ :
نمیدونم چی بگم جداً. اما خیلی مهربونی همیشه با من و اینو خیلی دوست دارم :**
آآآبی
۲۷ مرداد ۲۲:۰۱
چرا این روزا افسردگی زیاد شده

پاسخ :
پرسیدن نداره، کافیه یه نگاهی به دور و برتون بندازین. به وضعیت این کشور.. به آرزوهای بر باد رفته.
Pary darya
۲۴ مرداد ۱۹:۳۱
((:الی من عاشق طرز نوشتنتم گاهی بیکارمیشم میام وبتو از بالا تاپایین میخونم بعضی پست هاتو چند بار حتی کلا دوتا وب هست اینقدر عاشقشونم یکی تو یکی کازیوه((:**امیدوارم همیشه بنویسی همینقد دوست داشتنی*-*
پاسخ :
ای بابا، ای بابا پری :)))) ذوقم وصف نشدنیه الآن *__*  چقدررر خوش‌حال شدم که می‌خونی و دوست داری. فک نمی‌کردم همچین فیدبکی بگیرم اصن. مرسی :**
محمود بنائی
۲۲ مرداد ۱۸:۱۵
این چه بلاییه که سر ما جوون ها آوردن! :) فقط به خودمون دلداری میدیم، هیچ کس هم به جز خودمون نمیتونه به ما کمک کنه. 
پاسخ :
حرف زدن با یه غریبه که گوش دادن بلد باشه خیلی گزینه خوبیه!
تیردخت :)
۲۱ مرداد ۲۳:۲۸
عه تو هم موقع گریه کردن سرتو فرو میکنی تو بالش ؟ :)) 
پاسخ :
چه نکته‌ی ظریفی توجهت رو جلب کرد :))
گیلزاد
۲۱ مرداد ۰۶:۱۹
چقدر ادمایی که پالت گوش میدن دلمو گرم میکنن پروانه های منحصر به فرد خودشونو دارن که دلم بال بال بزنن .چقدر دوسشون دارم :ایکس 

پاسخ :
چقدر اون آدما هم تو رو دوست دارنننن *_*
پرواز ...
۲۰ مرداد ۰۰:۳۲
اما تموم که نشدیم هنوز ...
پاسخ :
به این زودیام تموم نمیشیم :)
عارفه ...
۱۹ مرداد ۲۳:۴۸
روزای سخت تموم می شن الی...زندگی همینه...
پاسخ :
آره چاره‌ای جز تموم شدن ندارن :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
پلاس
قالب: عرفان