از همینا لطفا.

یه بارم تولد مامان بود، رفته بودیم یه رستورانی بیرون شهر. با رضا واسش روسری گرفته بودیم و منم کیک گرفتم. شام رو که خوردیم  رفتم از ماشین کیک رو بیارم. محوطه رستوران هم بزرگ و باغ مانند بود، با کلی حوض و چراغ؛ یه آهنگ آذری ملایمم پخش می‌شد. نشستم پیش مامان اینا تا شمع‌ها رو بچینم رو کیک، که دیدم یه آهنگ تولدت مبارک هم گذاشتن. داشتم با ذوق به مامان ‌می‌گفتم حتما تولد یکی دیگه هم هستا می‌بینی شانست رو؟ داشت می‌خندید که دیدم یه دلقک داره می‌آد سمت ما، گفتم ببین مامان حتما تولد یه بچه‌ایه که آهنگ هپی برث‌دی گذاشتن و دلقکم اومده. یه دفه دیدیم اومد پیش ما! کیک رو ازم گرفت و بقیه شمع‌ها رو گذاشت و شروع کرد به رقصیدن. اون موقع هم نفهمیدم چرا و الآنم نمی‌دونم چرا هی لبخند می‌زدم و خوشحال بودم. دلقک کلی رقصید و مامان هم شمع‌ها رو فوت کرد و ما برگشتیم. فرداش مامان می‌گفت تا عمر دارم یادم نمی‌ره این تولد رو؛ خیلی خوش گذشته بود بهش، خیلی بیش‌تر از خیلی حتی.

امروز داشتم فکر می‌کردم شاید دقیقا به همچین چیزی نیاز دارم که حالم خوب شه؛ دلم می‌خواد واسه خوشی بقیه کلی ذوق کنم و از دور ببینمش و بگم ببین مامان! ببین چه خوبه. بعد اون خوشی بیاد نزدیک‌تر، بیاد بشینه پیشم و بفهمم مال منه. همون‌قدر بی‌دلیل لبخند بزنم و بگن دیوونه شدی؟ بعد منم ماجرای فارست گامپ رو واسشون تعریف کنم و بگم فارست شروع کرد به دویدن و رفت و رفت و رفت, یه روز ازش پرسیدن چرا این همه مسافت رو دویدی؟! اون‌جا بود که فارست گفت خب همه چی که دلیل نمی‌خواد! یو نو!

الف سین
۲۸ مرداد ۱۵:۱۶
تو دوره زمونه ای که همه بلدن خوب حرف بزنن بذار ما تمرین کنیم کم بگیم (بنویسیم)  و خوب عمل کنیم... :)
پاسخ :
[تمرین بی‌حرفی کردیم، به حرفامون فکر کردیم و ..]
امیدوارم همه چی همون‌جوری باشه که می‌خواین. چی بگم :)
مراز
۱۸ مرداد ۲۱:۳۸
فارست گامپ یکی از بهترین فیلم هایی که دیدم!
برایتان شادی بی دلیل آرزومندم(:
پاسخ :
آره واقعا فیلم محشریه! از بازی تام هنکس هم که چیزی نگم دیگه :)
منم همینطور. ممنون :)
tiktik tiki
۱۷ مرداد ۲۱:۰۴
فک کنم هممون از این خوشیا میخوایم^_^
پاسخ :
پس امیدوارم همه‌مون تجربه‌ش کنیم :)
هانیه
۱۷ مرداد ۱۵:۴۳
اگه از سعی کردن خسته شده باشیم هم استراحت می کنیم و تجدید قوا و دوباره شروع می کنیم به دوباره سعی کردن
پاسخ :
شاید طول بکشه یکم اما آخرش میشه می‌دونم :)
گیلزاد
۱۶ مرداد ۱۶:۴۹
آخ شعبه زمینی این رستوران بود شعبه مرکزیش تو بهشته. :) 

پاسخ :
عجب چیزی گفتی گیلزاد :))))))
هانیه
۱۶ مرداد ۱۵:۲۰
از همین اتفاق ها خیلی سخت میشه اتفاقی بیفته مگر این که سعی کنیم خودمون به وجود بیاریم اش
پاسخ :
اگه از سعی کردن خسته شده باشیم چی؟
بانوچـ ـه
۱۶ مرداد ۱۴:۴۵
عزیزم چقدر حالمون خوب شد با وصف اون روز... همیشه بخندی و شاد باشی :*
پاسخ :
و چقدر من خوشحال شدم با خوندن این :* مچکر، حال دل شمام خوب باشه همیشه :)
الف سین
۱۶ مرداد ۰۱:۵۰
سلام :)
حالت خوبه که. هیچیت نیس.  خیال می کنی حالت بده :)
می دونستی خوشبخت ترین بلاگری هستی که من تا حالا دیدم؟ انقد خوش بحالته که بوش تا اینجا میاد :)))

+ خدا تو قرآنش می گه  «الله علی ما نقول وکیل». از زبون یکی دیگه می گه من وکیل حرفای شماهام. اگه بگین خوب نیستم، من وکالت این حرفتونو به عهده می گیرم و تا توی دادگاه دنیا حرفتونو به عمل نرسونم ول کن ماجرا نیستم. این وسط روانشناسا اومدن می گن انرژی مثبت بدین. طبیعت شناسا می گن کائنات اثر می ذارن. من کاری به اونا ندارم ولی. فهم و برداشت اونا اونه. منم فهمم اینه که خدا وکیل حرفای ماس. بهترین وکیلی که تا حالا دیدی...
چرا یه نامه بهش نمی نویسی؟ چرا امتحانش نمی کنی؟ این همه اون امتحانت کرده تو زندگیت. یه بارم تو امتحانش کن ببین قبول می شه یا نه :)

خیلی حالت خوبه ها... بیا بغل من وایسا خودتو ببین که چقد خوب و خوشبختی :)


++ فرصت نکردم پستای قبلیتو ببینم. ولی مطمئنم یکی دو ماه دیگه که انشالا سر می زنم به وبلاگت از الانتم خوب تری. مگه نه استاد؟ ;) 
پاسخ :
استاااااد :)))))))))) اینجایین که! همینقدر لبخند رو لبمه الان :))))))
حالم داره کم کم خوب میشه راستش. شما به جاهای خوبش رسیدین، همون بهتر که قبلیا رو نبینین :)) سعی می‌کنم زیاد با خدا حرف بزنم. نامه هم چشم، می‌نویسم :)
حال شما خوب نیس؟ خیلی سعی می‌کنم نگم وبلاگ طفلی چه گناهی داشت ولش کردین.
ای بابا خیلی خوشحالم من الان :دی
خوشبختم جدی؟ امیدوارم همینجوری باشه.. :)
اما حالا که اینجایین باید بگم وبلاگتون خاک نشسته روش! حداقل تو آیه‌ها بنویسین.
آسـوکـآ آآ
۱۵ مرداد ۲۳:۵۳
عزیزم...
کاش همه خوش های دنیا جمع شن تو زندگی و تو دل مامانا💙
پاسخ :
ان‌شاءالله. خدا خوشی‌های ما رو به دل مامانا اضافه کنه :)
هوپ ...
۱۵ مرداد ۲۲:۳۲
انقدر دوست دارم اینطوری سورپرایز بشم انقدررر دوست دارم. 
ولی تا حالا نشده روز تولدم رو یادم بره! :-/
پاسخ :
من علاوه بر این‌که از اول ماه یادمه روز تولدم، خدای حدس زدن سوپرایز هم هستم! ینی هر سوپرایزی بخوان بکنن من غافلگیر نمی‌شم! :دی
آخ اما.. کاشکی یه روزی خیلی خیلی قشنگ و به یادموندنی غافلگیر شیم :')
پرواز ...
۱۵ مرداد ۲۱:۴۸
وای الی وای ...
چه پستی نوشتی دختر ...
پاسخ :
پرواز عزیزم :*
بهت پی‌ام دادم و چیزی که یادم رفته بود رو گفتم 😅
life around me
۱۵ مرداد ۲۰:۴۸
آخی:))
پاسخ :
آره خلاصه گلسا جان :)
Poker Face
۱۵ مرداد ۲۰:۲۶
جدن چه رستوران عالی ای بوده، چه خاطره های موندگاری :))
Run Forrest ruuun
پاسخ :
الان که اینو گفتی، به نظرم می‌تونن این متن رو با عنوان "خاطره‌های ماندگارتان را به ما بسپارید" بذارن رو پیج اینستای رستوران :))) تبلیغ خوبی می‌شه :)
سعی نکن قهرمان بشی، اگه احساس ترس کردی جاست ران فارست :)

محبوبه شب
۱۵ مرداد ۱۹:۲۹
یعنی همه اون اتفاقا بدون هماهنگی بود؟ ^_^
دلقک و آهنگ تولد و رقصیدنشو
همه اینا!

پاسخ :
آره! ظاهرا کیک رو تو دست من دیده بودن وقتی داشتم میاوردمش و زود هماهنگ شده بودن! یه چیزی تو مایه‌های سرعت نور بود واقعا! :|
عارفه ...
۱۵ مرداد ۱۹:۲۱
نوش چشم بیشتر:)
پاسخ :
چون تو می‌گی باشه پس :)
عارفه ...
۱۵ مرداد ۱۹:۰۳
ازاونا که دلم می خواست:)
پاسخ :
عه! :))
نوش جان پس :)
عارفه ...
۱۵ مرداد ۱۸:۵۶
الی
:)
پاسخ :
جان؟ :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این‌جا
این که به هر حال من باید اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفی‌اش کرده باشم، کار را سخت می‌کند. چون هر جمله‌ای می‌تواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح می‌دهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربه‌ای به شدت دوست داشتنی‌ست برای من.
قالب: عرفان