دلم میخواد باهاش برم بیرون و بدون اینکه فکر کنم دارم چی میگم، شروع کنم به حرف زدن. بعد اونم بگه و دوتایی با صدای بلند فحش بدیم به این دنیا. بعد من گریهم بگیره و بگم قرار نبود اینجوری بشه مهشید. حرف بزنیم و حرف بزنیم و آخرش با خنده اشکامو پاک کنم و بگم اما از اول شروع میکنیم مگه نه؟ تو هم بگی آره بابا دیوونه، مگه چند سالمونه هنوز؟ اما لعنت به کارآموزی که دوری ازم!
- ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۲