روزها در راه

۱ مطلب در خرداد ۱۴۰۰ ثبت شده است

در واقع دوست نداشتم عنوان پست غمگین باشه، ولی من الان غمگینم. چون صبح زیبایی رو شروع کردم، قرار بود به جای داداشم امتحان زبان بدم (نپرسید چرا) و زبان تنها درسیه که لازم نیست جواب‌ها رو از کتاب پیدا کنم. ولی بعدش یه اتفاقی افتاد که هنوزم جرئیاتش رو نمی‌دونم. فقط می‌دونم چونه و دندون‌ها و شاید بینی بابا شکسته. نمی‌خوام زنگ بزنم و از مامان بپرسم، چون من از زنگ زدن و از بغض کردن پشت تلفن متنفرم. ولی احتمالا باید خونه رو مرتب کنم که اگه کسی اومد نگن اینا ناراحتن و خونه‌شون نامرتبه. نمی‌دونم چه حسی دارم الان، عصبانیت، غم، نگرانی، همه چی. کاش یاد بگیرم تو هر موقعیتی چه جوری حسم رو بفهمم و باهاش کنار بیام.

  • ۱۲ خرداد ۰۰ ، ۱۳:۲۷
  • ‌‌ Elle